این وبلاگ متعلق به اینجانب حسن وحدتی است متاسفانه بدون اجازه و اطلاع بنده فرد یا افرادی اقدام به تعبیر ساختار آن نموده و سوءاستفاده نموده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر ۱۴۰۲ساعت 0:14  توسط حسن وحدتی  | 

«غرب‌زدگی» مشهورترین و چالش‌‌برانگیزترین کتاب جلال آل احمد به شمار می‌آید و معمولاً‌ او را به همین کتاب می‌شناسند. آل‌احمد در این کتاب، نشانه‌ها و آثار ورود مدرنیزاسیون به ایران را بر سبک زندگی ایرانیان بررسی کرده است. از این منظر، آل احمد با مدرنیته مشکلی ندارد و جامعه خودی را، به دلیل عدم پویایی و در جا زدن، به سختی مورد نکوهش قرار می‌دهد. بحث جلال‌آل احمد بر سر پذیرش مدرنیزاسیون بدون فراهم بودن زمینه‌ها در نتیجه، عدم توجه به پیامدهای منفی چنین پذیرشی است. او در «غرب‌زدگی» ادعای ارائه پژوهشی علمی را ندارد (ص 30 و 42)، بنابراین بیش از آنکه به مبانی هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی مدرنیته پایبند باشد، ناهنجاری‌های ناشی از وارد کردن بی‌قید و شرط فناوری (مدرنیزاسیون) را به جامعه‌ای که تولیدکننده نیست، مورد بحث قرار داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 21:3  توسط حسن وحدتی  | 
ین دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم به «عصر اطلاعات و ارتباطات» معروف است، ولی در اینکه این اطلاعات، مفید و این ارتباطات حقیقی و اصیل هستند تفاوت نظرهای زیادی وجود دارد. تاریخ اجتماعی را نمی توان به سادگی به دوران کشاورزی، صنعتی، مافوق صنعتی و اطلاعاتی تقسیم کرد، زیرا اطلاعات مانند تراکتور و بذر و ماشین نیست و در همه دوران تمدن بشری وجود داشته است و بدون اطلاعات جوامع بشری نمی تواند پایدار باشد.
این قرن اخیر را قرن دانش و علم و صنعت هم خوانده اند، زیرا که علوم و دانش بشری به مرزهای جدید و وسیع تری رسیده است. حال سؤال اصلی این است که این دانش و علم و این خزائن و منابع به اصطلاح اطلاعاتی و ارتباطی در اختیار و استفاده چه کسانی هستند و نقش نخبگان یک جامعه در این جریان چه می باشد؟
داده ها و آمار با اطلاعات فرق می کند، همان طوری که اطلاعات با دانش تفاوت فاحشی دارد، دانش با فضیلت نیز یکی نیست و بین این دو فاصله بسیار زیادی وجود دارد. آمار و داده ها را می توان به اطلاعات تبدیل کرد و از اطلاعات برای دانش کمک گرفت و از دانش و علم به فضیلت ارتقاء پیدا کرد و اینجاست که رسانه ها و سازمان های انسانی می توانند نقش بزرگی را در این مراحل ایفا کنند و نخبگان یک جامعه در این تحولات موثر و مفید واقع شوند.
سال هاست این شبهه به وجود آمده است که تلویزیون یک رسانه عامه است و نقش چندانی برای نخبگان در آن نیست و ارتباط ما بین نخبگان در خصوص علم، هنر، فلسفه و ادبیات از این طریق کمتر میسر می باشد. ولی این نوع الگوهای تلویزیون بر مبنای تئوری های جوامع و نظام های توده وار مصرفی و کنترل شده و برپایه اصول سوداگری، قدرت گرائی و صنایع فرهنگی پایه ریزی شده اند و بدین ترتیب، اطلاعات و دانش ما درباره تلویزیون و امکانات و تاثیرات آن در جوامع و فرهنگ های مختلف بسیار ناقص است و این فرصت برای ما وجود دارد که بتوانیم، اگر همت کرده و مستقل فکر کنیم، الگوها و تئوری های جدید و نوینی درباره تلویزیون و طرز استفاده از آن برای عالم و نخبگان جامعه ارائه دهیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۵ساعت 18:59  توسط حسن وحدتی  | 
ظام سرمایه داری معاصر را می توان «کاپیتالیسمِ شناختی» خواند. در این ساختار که نیاز شدیدی به شکل جدیدی از تولید دارد، «دانش» تبدیل به یک نیروی استراتژیک برای تولید می شود؛ یک «کالا». مفاهیم و ایده ها نیز تبدیل به اقلام یا بخش هایی از این کالا می شوند. در کاپیتالیسم مدرن، کارفرمایان از کارمندان خود می خواهند که تمام پتانسیل های انسانی خود را در اختیار منفعت شرکت قرار دهند. نیروی انسانی در این دیدگاه به عنوان یک کالا دیده می شود که همیشه می توان آن را خریداری کرد؛ یعنی کارگر را یک کاتالوگ می بینند که تعداد زیادی پتانسیل و امکان در آن لیست شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۵ساعت 20:43  توسط حسن وحدتی  | 
واژه هویت (Identity) در جامعه شناسی و کلا در علوم انسانی اغلب برای جواب دادن به این پرسش اساسی مورد استفاده قرار می گیرد که چه شاخص ها یا ویژگی ها یا شرایط ویژه ای در تعریف ما از یک واحد (Actor) یا فرد، تاثیر دارد. به عبارتی چه عواملی باعث می شود که ما یک واحد را یک واحد تعریف می کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 0:22  توسط حسن وحدتی  | 
وندالیسم به معنای تخریب کنترل نشده اشیای و آثار فرهنگی باارزش یا اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی به حساب می‌آید و دلایل متعددی برای آن عنوان می‌کنند. وندالیسم را در زمره انحرافات و بزهکاری‌های جوامع جدید دسته بندی می‌کنند و آن را عکس العملی خصمانه و واکنشی کینه توزانه نسبت به برخی از فشارها، تحمیلات، ناملایمات، اجحاف‌ها و شکست‌ها تحلیل می‌کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 0:18  توسط حسن وحدتی  | 

پیکر فرمانده بازگشت. فرمانده سرزمین نداشت، اما آرمان داشت و حالا این فاطمیه را کنار «مادر» است.بدن بدون سرش آرام می‌گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 12:17  توسط حسن وحدتی  | 
سیصد سال قبل در طول کم وبیش نیم قرن انفجاری رخ داد که امواج آن سراسر کره ی زمین را به لرزه درآورد، جوامع را درهم ریخت و تمدنی به تمامی نوین خلق کرد. این انفجار، در انقلاب صنعتی بود. نیروی جزر و مدی غول آسای آن که همانا موج دوم بود با تمامی نهادها ی گذشته تصادم کرد و شیوه ی زندگی میلیون ها انسان را دگرگون ساخت.
در طول ده ها هزار سالی که تمدن موج اول با قدرت تام حکمفرما بود، جمعیت کره ی زمین به دو گروه تقسیم شد- «بدوی» و «متمدن». مردم به اصطلاح بدوی در دسته ها و قبایل کوچک می زیستند و از راه جمع آوری آذوقه، شکار یا ماهیگیری امرار معاس می کردند و کسانی بودند که انقلاب کشاروزی بر آنها بدون تاثیر گذرکرد.
جهان «متمدن» در مقابل، آن قسمت از کره ی زمین را در برگفت که اغلب مردمانش روی خاک و زمین کار می کردند. به سخنی دیگر هرجا که کشاروزی پدیدار شد تمدن ریشه در خاک فرو برد. از چین وهندوستان تا بنین 1 و مکزیک و یونان و روم تمدن هایی برخاستند و افول کردند و در ترکیب های رنگارنگ و بی انتها با هم جنگیدند و در آمیختند.
اما در زیر پوسته ی این گوناگونی ها شباهت های اساسی نهفته است. در همه ی آنها زمین مبنای اقتصاد، زندگی، فرهنگ، ساختار خانواده و سیاست را تشکیل می داد. در همه ی آنها حیات درحول و حوش دهکده ای شکل می گرفت. درهمه ی آنها تقسیم ساده ای از کار حکمفرما بود و بتدریج تعدادی کاست ها و طبقات معین – نظیر اشراف، روحانیون، رزم آوران، رعایا، بردگان یا غلامان – پدیدار شدند. درهمه ی آنها ساخت قدرت تمام و کما لااستبدادی بود. درهمه ی آنها تولد مقام فرد را در زندگی تعیین می کرد. و درهمه ی آنها اقتصاد نامتمرکز بود به نحوی که هر ناحیه و محله بیشترین قسمت مایحتاجش راخود فراهم می اورد. موارد استثنا نیز دیده می شد- زیرا در تاریخ هیچ چیز یکدست نیست. فرهنگ های بازرگانی نیزوجود داشت که ملاحانش دریاها را در می نوردیدند. 2 بتدریج قلمروهای متمرکزی در اطراف نظام های عظیم آبیاری تشکیل شد. اما علی رغم تفاوت هایی از این گونه، دلیل کافی در دست است که همگی این تمدن ها ی به ظاهر متفاوت را مورادی خاص از پدیده ای واحد محسوب داریم یعنی تمدن کشاروزی، تمدنی که بوسیله موج اول انتشار یافت.
در دوران سلطه اش گاه به گاه نشانه هایی از پدیده های درحال تکوین به چشم میخورد، دریکی از جزایر یونان در سال چهارصد سال قبل از میلاد و در برمه در سال صد قبل از میلاد چاه نفت حفر شد. 4 در بابل و مصر نظام هیا اداری پهناوری شکوفا گردید. 5 در آسیا و آمریکای جنوبی شهرهای بزرگی رشد یافت. پول و مبادله وجود داشت. جاده های تجار ی دل بیابان ها و اقیانوس ها و کوه ها را از ختا 6 تا کاله 7 می شکافت. شرکت ها و صور ابتدایی ملت به چشم می خورد. حتا در اسکندریه ی قدیم نوعی مشاین بخار ابتدایی وجود داشت. 8

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ساعت 22:7  توسط حسن وحدتی  | 
قدرت انسان‌های معمولی را جهان هرروزه‌ای که در آن می‌زیند تحدید می‌کند، با این‌همه به نظر می‌رسد آنها حتی در اموری همچون شغل، خانواده، و مسائل محلی نیز به مدد نیروهایی به حرکت واداشته می‌شوند که نه می‌توانند درکشان کنند و نه در کنترل خود درآورند. «تغییرات بزرگ» ورای کنترل آنها است، ولی بااین‌همه رفتار و نظرگاه‌شان را سخت تحت تأثیر قرار می‌دهد. همان چارچوب جامعه مدرن آنها را به پروژه‌هایی منحصر می‌سازد که از آن ایشان نیست، لیکن از هر سو، اینک چنین تغییراتی مردان و زنان جامعه توده‌ای را به پیش می‌رانند، همان‌ مردمانی که بدین‌سان حس می‌کنند در عصری که در آن هیچ قدرتی ندارند از هر غایت و مقصودی نیز بی‌بهره‌اند. اما همه انسان‌ها را نمی‌توان بدین معنا معمولی دانست. همین‌طور که وسایل اطلاعات و قدرت متمرکز می‌شوند، برخی افراد جایگاه‌هایی را در جامعه آمریکایی اشغال می‌کنند که از آن می‌توانند، به تعبیری، به دنیای روزمره زنان و مردان معمولی از موضع بالا بنگرند و با تصمیم‌های خویش بر دنیای آنان تأثیر بگذارند. آنها را شغل‌ و حرفه‌شان نمی‌سازد؛ آنها برای هزاران تن از افراد دیگر امکان اشتغال ایجاد می‌کنند و از بین می‌برند؛ مسوولیت‌های ساده خانوادگی محدودیتی برایشان ایجاد نمی‌کند؛ آنها راه گریز دارند. آنها قادرند در هتل‌ها و خانه‌های بسیاری زندگی کنند، لیکن هیچ اجتماع خاصی آنها را مقید نمی‌کند. آنها نه‌تنها باید «خواسته‌های هر روز و هر ساعت را برآورند»؛ بلکه به دلایلی، این خواسته‌ها را می‌آفرینند، و سبب می‌شوند تا دیگران این خواسته‌ها را برآورند. آنها خواه به قدرت خویش معترف باشند خواه نباشند، تجربه تکنیکی و سیاسی‌شان از قدرت بسی فراتر از تجربه توده غالب جمعیت می‌رود. چیزی که یاکوب بورکهارت درباره «مردان بزرگ» گفت، اکثر آمریکاییان می‌توانند درباره نخبگان‌شان بگویند: «آنها همه همانی هستند که ما نیستیم. »

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 21:32  توسط حسن وحدتی  | 
از تاک ویلی (1) تا بلاح (2) و حتی فراتر از آن ، بسیاری از محققان آمریکایی تأکید دارند به موضوع فردگرایی می بایست توجه بیشتری کرد. درفرهنگ رایج سینما و تلویزیون ، فرد خودمختار بدین گونه مشخص می شود که ، عصیانگری است علیه سیستم یا مصرف کننده ای است خودخواه از محصولات و خدمات بی پایان با شخصیتی عیب جو! از سوی دیگر تبلیغاتی وجود دارد که می گوید ما به عنوان افرادی مستقل چقدر مهم و دارای ارزش هستیم . در ورای این تصور به ظاهر مثبت برخی از فردگرایان در روابط شخصی و زندگی خصوصی خود نسبت به مسایلی مانند: تنهایی ، افسردگی ، بی اعتباری و بی نتیجه بودن این جریان ابراز نگرانی می کنند. با این وجود همین افراد در هر جایی که هستند به مسأله فکر و عملاً برای آن فعالیت می کنند. آموزش های اخلاقی در مدارس عمومی آمریکا نسبت به این عقیده که : فردگرایی نشان بارز فرهنگ آمریکایی است عکس العملی نشان نمی دهند و ظاهراً تمایل چندانی برای زدودن این طرز تفکر وجود ندارد. مطالعات اخیر آقای جیمز دیوسون هانتر(3) درخصوص تعلیمات اخلاقی در آمریکا نیز مؤید این مطلب است . آقای هانتر آموزش های اخلاقی درمدارس عمومی آمریکا را در سه رویکرد دسته بندی می کند. نئوکلاسیکی (4)،اشتراک گرایانه (5) و روان شناختی (6) و تأکید دارد که هر سه رویکردغیرمذهبی هستند. وضعیت نئوکلاسیکی مشابه آن دسته از قوانین و تئوری های قرون اولیه است که سعی در حفظ ارزش های اخلاقی وحیثیتی جهان را داشتند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ساعت 0:47  توسط حسن وحدتی  |