|
در مورد تقوا : چون كلمه تقوا يك سخن تكرار شونده است و فرهنگ تقوا در جامعه خيلي تكرار ميشود، من اصرار دارم شما آن نكتهي حرف مرا دريابيد، ولذا مقصود را درست توجه كنيد! من گفتم تقوا را ميتوانيم اينطور معني كنيم كه شما بفهميد. اما واژه گزيني براي ترجمه يك معني ديگر است. مفهوم تقوا تقوا يعني پرهيز با حركت نه پرهيز با سكون، يك وقت هست شما در حال سكون پرهيز ميكنيد، يعني برو در خانهات بنشين و كاري به كار چيزي نداشته باش و با رانندگي نكردن پرهيز كن به اين كه به كوه نخوري و از دره پرتاپ نشوي، پرهيز از كوهنوردي كردن، حركت نكردن در خارزارها كه خارهاي مغيلان دامن شما را نگيرد، اين جور پرهيز است و اسلام اين را به شما توصيه نميكند. بلكه ميگويد در سينهي قضايا و واقعيتها با حوادث روبرو بشويد و در عين حال پرهيز كنيد.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۳ساعت 10:25  توسط حسن وحدتی
|
إذا رأيتمُ الربيع فأكثروا ذكر النشور» شما شك نداشته باشيد كه خدا مرده را زنده ميكند چه اينكه هر سال خدا در بهار زمین مرده را زنده ميكند اين است كه در روايات ما آمده كه وقتي بهار را ديديد به فكر معاد باشيد ﴿فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا﴾ اين زمين، مرده بود ما زمينِ مرده را زنده كرديم ﴿كَذلِكَ النُّشُورُ﴾
+ نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین ۱۳۹۳ساعت 9:4  توسط حسن وحدتی
|
علی فردوسی با اشک شوق موسم لبخند مي رسد از حلقه هاي پيچك و گل باز فرودين با چشم تر گرفته در آغوش خاك را با چاي قند پهلو، سيني به دست، عيد سر مي كشد به قله ي البرز آفتاب
+ نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۳۹۳ساعت 9:6  توسط حسن وحدتی
|
|