در دین اسلام بر  اجتماع وجماعت تاکید بسیار زیادی شده است. در ادعیه های موجود تقریبا همه بصورت جمع است و اگر موردی فردی هم وجود داشته باشد بلافاصله جمع هم در کنار آن ذکر شده است مثلا رب اغفرلی ولوالدی وللمومنین یوم یقوم الحساب  که فرد بعد از دعا برای خود برای والدینش و مومنان هم دعا می کند.

در نماز هم تمام ذکر های ما جمع است.وآنچنان  نماز جماعت در مقایسه با نماز فرادی ثواب دارد که هر مومن زرنگی وهر فرد عاقلی سعی می کند نمازش را در مسجد و به جماعت بخواند. اما این جماعت ها همه در روز جمعه تعطیل شده وباید در نماز جمعه که متشکل از همه آن جماعتهاست شرکت کنند واین جماعتها که استطاعت دارند باید اجتماع عظیم تری را در حج داشته باشند.

در قرآن هم داستان های زیادی وجود دارد که اقوام بد کردار بصورت جمعی عذاب شده اند؛یعنی  بازهم جماعت مد نظر است.

اگر چه اسلام برای فرد اهمیت قائل است والا نماز فرادی وسایر تکالیف فردی را وضع نمی کرد.اما برای جماعت وگروه اهمیت بسیار زیادی قائل است زیرا هویت انسان در جمع است که رقم می خورد.یعنی این که کیستیم را از جمع می فهمیم.از اعمال آنان نسبت به خودمان واین که چه کاری باید بکنیم.کی باید ازدواج بکنیم؛با چه کسی،چه بپوشیم وچی بخوریم اصلا چه شکلی باشیم تا دیروز جامعه می گفت دختر چاق خوب است اما امروز می گوید باید مثل مانکن باشد واو خودش را می کشد تا این شکلی باشد ، می تواند از خودروهای عمومی استفاده کند اما جامعه به او می گوید ماشین داشته باش و او خود را تا گلو زیرقسط و قرض می اندازد ،امروز جامعه به او می گوید عروس را آرایش کرده در شهر بگردان اما همین آقا فردا اجازه نمی دهد یک تار موی خانمش دیده شود.و چقدر سخت است استقامت در مقابل این خواسته های نا معقول وبراستی چند نفر پیدا می شوند در مقابل این خواسته ها بایستند وچقدر می توانند تحمل کنند اگرچه شدنی است اما سخت است. به هر حال هویت ما در جامعه شکل می گیرد.

پس باید جامعه و قالب درست باشد تا محصولاتش درست باشد،می شود زبان یک گروه و جماعت دیگر را آموخت اما آیا واقعا آسان است. وبه همان آسانی که ما زبان مادری را یاد می گیریم می توان زبان بیگانه را آموخت. اگر جامعه ی ما مبتنی بر آموزه های دینی باشد وبا آن بزرگ شویم شاید آنقدر ها هم لازم نباشد تا زور بزنیم که دیندار باشیم،در جامعه ای که هیچ کس اهل نماز نیست اگر کسی نماز بخواند همه تعجب می کنند و او را با انگشت نشان نشان می دهند ودر جامعه ای که همه اهل نمازند عکس این قضیه است.حداقل کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که حداقل جامعه کوچکی که بیشرین تاثیر را از ما می گیرد متقابلا بر ما تاثیر می گذارد را درست و بر مبنای دین بنا کنیم .با ازدواج با فردی دیندار  حداقل جامعه کوچک (خانواده) درست می شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۰ساعت 22:38  توسط حسن وحدتی  | 
آیت الله  العظمی بهجت (ره):

در امور اجتماعى نبايد به ديگران نگاه كنيم و از اين و آن پيروى كنيم، زيرا افراد، معصوم نيستند، هر چند بزرگ و بزرگوار باشند؛ بلكه بايد نگاه كنيم و ببينيم اگر خودمان تنها بوديم و ديگران نبودند آيا انجام مى داديم يا خير؟ و نبايد به ديگران كار داشته باشيم.

(مقصود حضرت استاد ـ رحمه الله ـ عدم تقليد و پيروى از ديگران در موضوعات احكام است، نه در خود احكام كه انسان يا بايد خود مجتهد و صاحب نظر باشد، و يا از مجتهد جامع الشرايط تقليد كند.)

ما نبايد خود را با اهل سنّت قياس كنيم، ما بايد رضا و ميل امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ را در كارها به دست آوريم، چه در مصرف سهم امام ـ عليه السّلام ـ و چه در كارهاى اجتماعى ديگر
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۰ساعت 0:21  توسط حسن وحدتی  | 
حضرت آیت الله بهجت(ره):

مهمّ اين است كه در وقت تشرّف از آن حضرت سؤال كنيد كه اوّلاً:
 آيا ظهور و فرج عمومى آن حضرت دور است يا نزديك؟ اگر دور باشد تسليم باشيم، و اگر نزديك باشد به افراد باصلاح بگوييم كه مهيّا باشند.
 ثانيا: به فرض دور بودن فرج از آن حضرت بخواهيم كه آيا راهى براى ارتباط با آن حضرت با بى سيم هست تا مؤمن صالح با آن بى سيم كور باطن نباشد، و ارتباط داشته باشد؟
ما به كسانى كه براى سفر حجّ با ما خداحافظى كرده اند، اين تذكّر را داده ايم. كه اگر عينك بزنيد
(شاعر مى گويد:
اين ديده نيست لايق ديدار روى تو    چشمى دگر بده كه تماشا كنم تو را
و نيز شاعر ديگرى مى گويد:
وَ كَيْفَ تَرى لَيْلى بِعَيْنٍ تَرى بِها    سِواها وَ ما طَهَّرْتَها بِالمَدامِعِ؟! )
ممكن است به خدمت آن حضرت برسيد، و ملاقات حاصل شود

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۰ساعت 23:4  توسط حسن وحدتی  | 
خدا مى داند ما چه قدر بايد سعى كنيم تا علوم حقيقيّه و معارف الهيه را از نااهلان و بد انديشان تحفّظ و تستّر و كتمان نماييم. جهان خواران هر جايى را كه متصرّف مى شوند و بر آن سلطه پيدا مى كنند، ابتدا دانشمندان فنون مختلف را مى دزدند. اين به دليل اهميت علم است. 
چه قدر ما مسلمان ها بى قابليّتيم كه قدر عالمان علوم الهيّه و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و قدر قرآن را ـ ثروتى است كه فقر ندارد ـ نمى دانيم!

الآن واضح و آشكار است كه دولت هاى اسلامى در برابر دولت هاى كفر مثل بنده ى ذليل هستند، در برابر كسانى كه قرآن و عظمت آن براى آن ها معنا و مفهوم ندارد. حقّا كفّار اَضَلّ و گمراه تر از بهايمند، و گر نه چگونه انسان مى تواند با بزرگى و عظمت قرآن مخالفت كند؟! مقصود ما مسلمان هايى است كه ثبات و استقامتى در امر دين ندارند و براى كسانى كه قرآن را عظيم نمى دانند، عظمت قايلند و آن ها را بزرگ مى شمارند!
اعظم كتاب ها، يعنى قرآن را داريم، مع ذلك در روى كره زمين اَحْوَج(1) از همه هستيم. چه قدر كار ما خراب است!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۰ساعت 22:56  توسط حسن وحدتی  | 
عید سعید فطر بر مسلمین جهان مبارکباد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۰ساعت 22:33  توسط حسن وحدتی  | 
چطور می شود دیوانه ای مثل قزافی،دیکتاتوری مانند بن علی مبارک سران سعودی  این همه مدت بر سر مسلمانان حکومت کنند،و نیم قرن  بعدتازه صدای اعتراض مردم بلند شود.؟ این همه عقب افتادگی چگونه جبران می شود.راستی مرگ یک جوان سبزی فروش چه آتشی به پا کرد که دامن همه دیکتاتورها را گرفت.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ساعت 23:38  توسط حسن وحدتی  |