مفهوم سرمايه‌ اجتماعي در سال‌هاي اخير در حوزه‌هاي گوناگون علوم اجتماعي،‌ اقتصاد و اخيرا در علوم سياسي مطرح شده است. سرمايه‌اجتماعي عبارت است از ارتباطات و شبكه‌هاي اجتماعي‌اي كه مي‌توانند حس همكاري و اطمينان را در ميان افراد يك جامعه پديد آورند. در اين ميان نبايد از نقش نهادهاي مدني و دمكراتيك و نيز نقش دولت در گشودن چنين فضاهايي غافل شد. به هر روي، امروز بر جامعه‌شناسان ثابت شده كه يكي از ابعاد مهم هر توسعه‌اي توجه به سرمايه‌هاي اجتماعي است. از اين‌رو سرمايه‌اجتماعي، يكي از مهمترين شاخصه‌هاي رشد و توسعه هر جامعه‌اي به شمار مي‌آيد. مطلب حاضر در چند بخش به بحث درباره سرمايه اجتماعي مي‌پردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 15:3  توسط حسن وحدتی  | 
جامعه شناسي پديده شناسي وروش شناسي مردمنگارانه

 

ريشه هاي فكري هر دو نظريه در كار فلسفي ادموند هوسرل است كه بخصوص در افكار الفرد شوتس  تاثير داشته است . ولي روششناسي مردمنگارانه  كه هارولد گارفينگل بنيانگزارش است  كمتر تحت تاثير هوسرل بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 14:58  توسط حسن وحدتی  | 

كاركرد گرايي ساختاري پارسونز:

كاركرد:مجموعه فعاليتهايي است كه  در جهت براوردن يك نياز  يا نيازهاي جامعه

وي چهار تكليف را براي همه نظامها لازم ميداند كه  هر كدام با يك نظام كنش پيوند دارد.

1-تطبيق: تطبيق نظام با محيط: ارگانيسم زيست شناسي (سازگاري با جهان خارجي)

2-دستيابي به هدف:تعيين هدفهاي اصلي ، تعيين هدف وبسيج نيروها براي  رسيدن به هدف

3-يكپارچگي: تنظيم روابط اجزاء سازنده چهار تكليف. (نظام اجتماعي)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 14:57  توسط حسن وحدتی  | 

قلمروهاي جهان اجتماعي:

شوتس چهار قلمرو را تشخيص داد كه بر اساس  درجه نزديكي ( در دسترس بودن موقعيت براي كنشگر ) و درجه تعيين پذيري (درجه اي كه توسط كنشگر تحت نظارت در ميايد.) كه شامل :

Umwelt  :تجربه مستقيم از ان داريم.

Mit welt :  قلمرو واقعيت اجتماعي بدون تجربه مستقيم.

         

Wor welt :قلمرو اسلاف

اينده :folgwelt يا اخلاف :

  مقوله اي فرعي است بر خلاف ماركس كه در ديالكتيكش به اخلاف نقش مهمي ميدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 14:54  توسط حسن وحدتی  | 
روزی لویی شانزدهم در محوطه ی کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی راکنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم!
لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ی قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده من هم به همان روال کار را ادامه دادم!
مادر لویی او را صدازد وگفت من علت را میدانم،زمانی که تو ۳سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود! و از آن روز ۴۱ سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند!
فلسفه ی عمل تمام شده ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد!
روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم، بی آنکه بدانیم چرا؟
آیا شما هم این نیمکت را در روان خود، خانواده و جامعه مشاهده میکنید؟
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 14:44  توسط حسن وحدتی  |