|
(مروري بر قواعد روش جامعه شناختي دوركيم)
1: آيا ميتوان گفت واقعه اجتماعي همه وقايعي است كه در جامعه رخ ميدهند ؟خير، اعمالي مانند خوردن و اشاميدن در جامعه وجود دارد اما نميتوان آن را واقعه اجتماعي دانست زيرا اگر تمام وقايع موجود در جامعه اجتماعي فرض شود ديگر موضوعي خاص براي جامعه شناسي باقي نمي ماند و در حقيقت جامعه شناسي وجود نخواهد داشت 2:واقعه اجتماعي چيست؟ شيوه هاي عمل و فكر واحساس كه در بيرون فرد وجود دارد از قدرت و قوت اجباري برخوردارند و به وسيله آن خود را بر فرد تحميل ميكنند مثلاً فرد در حضور بزرگتر ها مودب مينشيند زيرا فكر واحساس وي كه از طريق تربيت ا جتماعي شكل گرفته است او را مجبور به اين كار ميكند.
3: منظور از اين كه واقعه اجتماعي را نسبت به فرد بيروني ميدانيم چيست؟يعني اين پديده ها وجودشان وابسته به وجود فرد نيست و اگر فرد از دنيا برود آ ن پديده نيز نابود ميشود يعني قبل از او وجود داشته وبعد از او هم وجود خواهد داشت مثلاً شيوه لباس پوشيدن زنان ومردان قبل از هر زن و مردي وجود داشته و اختراع فرد نيست بعد از مرگ او هم وجود دارد پس ميتوانيم بگوئيم واقعه اجتماعي نسبت به فرد بيروني است 4:چگونه به صورت تجربي ميتوان واقعه اجتماعي را ديد ؟پديده هاي اجتماعي ماننند پديده هاي طبيعي قابل لمس نيستندوما از اثر پي به موثر ميبريم مثلاً اگر ما بر خلاف عرف لباس بپوشيم يا اصلاً لباس نپوشيم با مجازات يا ريشخند ، طرد اجتماعي مواجه خواهيم شد وبه نوعي اجبار وقدرتي را كه بر ما وارد ميشود حس ميكنيم حتي وقتي كه در اتاقي تنها هستيم خيلي از قوائد را رعايت ميكنيم چون از راه تربيت اين اجبار در ما دروني شده است اينجاهم با پديده اجتماعي مواجه ايم .
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۸۷ساعت 18:23  توسط حسن وحدتی
|
|