|
قلمروهاي جهان اجتماعي: شوتس چهار قلمرو را تشخيص داد كه بر اساس درجه نزديكي ( در دسترس بودن موقعيت براي كنشگر ) و درجه تعيين پذيري (درجه اي كه توسط كنشگر تحت نظارت در ميايد.) كه شامل : Umwelt :تجربه مستقيم از ان داريم. Mit welt : قلمرو واقعيت اجتماعي بدون تجربه مستقيم.
Wor welt :قلمرو اسلاف اينده :folgwelt يا اخلاف : مقوله اي فرعي است بر خلاف ماركس كه در ديالكتيكش به اخلاف نقش مهمي ميدهد. در اخلاف جهان ازاد ونامتعيين است وقوانين علمي برتسلطي ندارد وپيش بيني پذيري ان بسيار كلي است ولذا از محدوده كار شوتس بيرون است. گذشته vor wilt يا اسلاف : تا اندازه اي به تحليل علمي تن ميدهد وكاملا تعيين پذيرفته است وازادي وجود ندارد ، چون پيامدهخا اتفاق افتاده است . منتهي تصور فردي كنش فردي كه در گذشته اي دورتر از ما ميزيسته است دشوار وتفسير هاي ما نادرست است. Um welt: مبتني بر تجربه مخستقيم است و بي ميانجي است كه ساخت واقعيت اجتماعي رخ ميدهد وبررسي اگاهي كنشگر ونيز كنش متقابل ورودر روي او فرصت مناسبي براي درك واقعيت اجتماعي است. در اين قلمرو كنشگر به ميزان زيادي از ازادي وخلاقيت بر خوردار است. كه همين باعث پيشبيني ناپذيري رفتار او شده است. لذا از قلمروهاي جامعه شناسي خارج ميگردد واز بررسي كنش متقابل رودر رودر قلمرو تجربه مستقيم اكراه دارد. لذا هم فراگردهاي ذهني منبع:خانم مرادی
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 14:54  توسط حسن وحدتی
|
|