هويت در
جامعه
هويت در طول تاريخ و در زمانها و مكان هاى گوناگون ويژگى هاى مختلفى
داشته است. در يك جامعه سنتى هويت انسان ها بر آمده از يك نظام مقتدر سنت
راهبردى و باورهاى ثابت آئينى و اسطوره اى است. در چنين جامعه اى هويت افراد
شامل ويژگى هايى همچون ثابت بودن، يكسان بودن، يكنواخت بودن و قابل پيش بينى
بودند است. در اين جوامع هويت همواره اجتماعى بوده و كمتر ديده شده كه ترديدها و
شك انديشى هاى فردى در آن خللى وارد كند. هويت فردى اغلب ثابت و ايستا و بر
تعريف مشخصى استوار بوده كه از سوى اسطوره ها و نظام هاى قانونى و تعريف
شده ديرينه پشتيبانى مى شده است. در اين نظام هر فرد بخشى از يك نظام
خويشاوندى قديمى است. انديشه ها و رفتار او به چارچوبى معين محدود مى شوند و
سمت و سوى زندگى او كم و بيش مشخص است. از همين روست كه پرسش و چون و چرايى درباره
جايگاه و موقعيت انسان در جهان به ميان آورده نمى شود.
اما در مقابل در جوامع مدرن هويت ها در ميان افراد متغير بوده و متكى بر
تفاوت آنهاست. در اين جوامع ذهنيت افراد ثابت نيست، بلكه درگير عدم پايدارى هاست.
هويت در جامعه مدرن خصلت شخصى و مدرن دارد اما در واقع امرى اجتماعى و وابسته به
مناسبات بين الاذهانى است. در عصر مدرن، هويت براى نخستين بار با بحران مواجه
مى شود. در اين دوران هم مانند دوران سنتى، هويت فردى بر شالوده رابطه با
ديگران استوار است، از ثباتى نسبى برخوردار است، اما تأثير گذارى ها و
تأثيرپذيرى ها، سمت و سوى آن را چند وجهى مى كند. در اين دوران هر فرد
چندين نقش اجتماعى را ايفا مى كند و لذا مى تواند هويت هاى متعددى
را براى خود انتخاب كند. انسان اين دوره، نگران آن بود كه مبادا هويت اش گذرا
و شكننده و يا كاذب باشد. در شرايطى اين گونه، همواره يك خويشتن واقعى و فطرى
در زير نقش هايى كه انسان در اجتماع بازى مى كند احساس مى شد و
تلاش فرد همه آن بود كه اين خويشتن واقعى را پيدا كند و دست كم در خلوت با آن
روراست باشد.
اما در دوره پست مدرنيته زندگى اجتماعى بسيار پيچيده تر از دوران مدرنيته است
و گردش و شتاب بيشترى دارد. در اين دوران گستره اى از هويت هاى گوناگون
پيش روى انسان قرار دارد و او با خواسته ها و آرزوهايى آشنايى يافته است كه
در گذشته با آنها بيگانه بود. جوامع به سرعت تكه پاره مى شوند، انسان بايد در
فرصت ها و مجال هاى كوتاه، شمارى از نقش هايى را كه مدام بر دامنه
و گستره آن افزوده مى شود، به شكلى گذرا ايفا كند و همين واقعيت، برخوردارى
از يك هويت يكپارچه را دشوار و حتى ناممكن كرده است. در اين دوره كه با عناوينى
همچون «عصر اطلاعات» و «عصر مجازى» مترادف شده فناورى هاى نوين اطلاعاتى و
ارتباطى و در رأس آنها شبكه عظيم جهانى اينترنت منابع متعدد و گوناگون هويتى را به
افراد عرضه مى كنند و زمينه بروز چالش هاى متعدد در هويت انسان امروزى
را موجب مى شوند.
على
محمدنژاد
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۷ساعت 22:55  توسط حسن وحدتی
|
درباره وبلاگ
"آدميان از هيچ چيز روي زمين به اندازه تفكر نمي ترسند –بيشتر از نابودي – حتي بيشتر از مرگ ... تفكر ويرانگر و طغيانگر است، مهيب و هولناك است، تفكر نسبت به تعصبات، نهادهاي جاافتاده و عادت هاي آسايش بخش بي رحم است. تفكر به قعر جهنم سرك مي كشد و نمي هراسد. تفكر عظيم، چابك و آزاد است، نور جهان است، و شكوه بشر" – برتراند راسل