|
1. نظريه هاي جامعه شناسي جورج رتيزر 2. تفكر نظري در جامعه شناسي ويليام اسكيرمور 3. ساخت نظري جامعه شناسي جاناتان ترنر
الف) تاكيد بر رفتار ملموس 1-اين مكتب (مبادله ) بر رفتار ملموس افرادي خاص يا غالباً رفتار حيوانات آزمايشگاهي تاكيد ميكند .(اسكيدمور -120سطر 9) 2 اسكينر تنهابر پديده هاي قابل برسي عيني ، مانند رفتار و عواملي كه وقوع رفتار را كم و بيش محتمل ميسازد تاكيد دارد. (رتيزر -405 – سطر 12) 3-آنچه يك دانشمند مي بيند اين است كه انسان ها چگونه زندگي ميكنند ،بچه هايشان را چگونه بزرگ ميكنند ،چه مي پوشند و... بنابر اين اين رفتار آدم هاست كه ديده ميشود و قابل مطالعه است 3-1-چون تنها رفتار مشهود ، به عنوان پاسخ به محرك ، قابل مشاهده در محيط است ، كاوش در ((جعبه سياه ))تفكر و قوه ادراكه انسان ضرورتي ندارد (ترنر 296-سطر 24) ب:تا كيد بر سود گرايي 1-حيوانات و انسان ها هر دو موجودات بهره جويي هستند كه شقي {از رفتار } را دنبال ميكنند ،كه بيشترين پاداش و كمترين تنبيه را به بار ْآورد .(ترنر) 2-افراد قابليت تميز بين لذت و رنج را دارند و به طور طبيعي هميشه ميكوشند از رنج بپرهيزند و به دنبال لذت باشند (اسكيد مور -102-سطر 22) 3-در مورد همه اعمالي كه اشخاص انجام ميدهند ، غالباً اين گونه است كه هر عملي از يك شخص اگر كه مورد پاداش قرار گيرد ،احتمالاً تكرار آْن عمل به وسيله همان شخص افزايش ميابد (رتيزر -427) پ-عدم توجه به واقعيت هاي اجتماعي پهن دامنه در آغاز 1-درنظريه مبادله طرح سوالاتي مقدماتي در باره موضوع هايي مانند نهاد ها ، افكار عمومي الزام فرهنگي و گروه مورد توجه نيست (اسكيد مور -104-سطر 1 ) 2-اسكيند معتقد است موجوديت هاي رمز آْميز (فرهنگ ، ساختار ،افكار ، ) جامعه شناسان را از پرداختن به تنها پديده هاي قابل برسي دور ميكند )(رتيزر405 سطر 10 ) ت:انگيزه 1- نظريه مبادله بر اين فرض استوار است كه افراد آرزو ها و هدف هاي شخصي روشني براي خود دارند ،هر كس ممكن است به چيز هايي نياز داشته باشد ، اما اين نياز ها ،هدف هاي مشترك نيستند (اسكيد مور 104-سطر 11) 1-1 نظريه پردازان مبادله اصرار مي ورزندانگيزش را به عنوان موضوعي شخصي و فردي در نظر بگيرند، گر چه ميپذيرند كه فرهنگ نيز در آن نقش دارد . در عين حال انتظار دارند انگيزش صرف نظر از نوع آن در جهت دست يابي به كالا ها ، لذت و رضايت خواسته شده باشد و لا غير. 2-به نظر رفتار گرايان ، تقويت و يا پاداش در ذات هيچ پديده اي پيدا نميشود و تاثير مثبت يا منفي آن بستگي به موقعيت كنشگر و سوابق و محيط فردي او دارد (رتيزر -452-سطر 12) ث-پاداش و تنبيه (هزينه) 1-پاداش هر نوع رفتاري است كه نياز هاي موجود زنده را تقويت يا برآورده كند ،در مقابل تنبيه ، رفتار خود موجود زنده يا رفتار ديگران در محيط ميباشد كه موجود را از دستيابي به نياز هايش باز مي دارد(ترنر -279-سطر 7) 2:هزينه معمولاً به عنوان كوششي تعريف ميشود كه منتج به حصول رضايت و پاداش هاي با لقوه اي شده است كه در نتيجه يك انتخاب معين و كنار گذاشتن انتخاب هاي ديگر حاصل شده است (اسكيد مور -105-16) 3-تقويت كننده مثبت وقتي عمل ميكند كه پيامد هاي رفتار در محيط صورت پاداش به خود گيرد تقويت كننده منفي به صورت حذف عوامل منفي و ناراحت كننده از محيط عمل ميكند . -1-3 تنبيه مثبت با سركوب رفتار هاي مطلوب تحقق ميابد و تنبيه منفي از طريق حذف و يا تهديد حذف يك پاداش عملي ميشود (رتيزر -452-سطر9) ج- اراده گرايي 1-رفتار روز مره پاسخي به خواسته محاسبه است و كنش كنندگان در انتخاب هاي خود از آزادي زيادي بر خور دارند (اسكيدمور 106-سطر 23) 2- انسان ها به طور عقلاني نتايج (با دامنه تغيير زياد )اعمالشان را در يك بازار حساب كرده و سعي مينمايند سود هاي مادي خويش در معاملات بازارشان را به حداكثر برساندد (ترنر ،313سطر 12) 3-در مقابل دو نظريه فوق رتيزر از قول اسكينر می گوید(اين فكر كه انسانها هستهاي دروني دارند ،از آن نوع مواضع رمز آميز و ما بعد الطبيعي است كه بايد از علوم اجتماعي حذف گردد. (رتيزر -406 سطر 11) چ -ارضاء كننده و انگيزاننده عمومي 1-به نظر ميرسد پاداش هاي مشتركي وجود دارند كه قويترين آنها تاييد اجتماعي است .(ترنر) 1-1 مردم در زندگي روز مره خود در جست و جوي ((مطلوب واقع شدن ))هستند و از آن در روابط اجتماعي خود لذت ميبرند 1-2 مردم اشخاصي كه آنها را دوست دارند و تاييد ميكنند ،ترجيح ميدهند و از كساني كه منتقدشان هستند و آنها را خطا كار ميپندارند ، ميپرهيزند (اسكيد مور ،107 – سطر 10) 1- هر چند بسياري از تقويت كننده ها به يك موقعيت معين اختصاص دارند ، برخي از آنها تقويت كننده هاي تعميم يافته اند 1-1پول و منزلت دو مثال خوب براي تقويت كننده هاي تعميم يافته اند .پول و منزلت را ميتوان براي كسب بسياري از چيز هاي دلخواه ديگر به كار برد (رتيزر 402-سطر 30) ح -نظريه عمومي نظام اجتماعي بر اساس بنيان هاي مبادله 1-مردم خواهان پاداش هايي هستند كه فقط در تعامل به دست مي آيد بنابر اين با كساني كه پاداش هاي چشمگير ميدهند همكاري ميكنند. 1-1 مردم ميكوشند نرخ هاي مبادله چيز هاي( محسوس و غير محسوس) را كه معادله ميكند ، تثبيت كند (اسكيد مور -108،سطر 8ا) 2- اگر فراواني كنش متقابل بين دو نفر يا بيشتر افزايش يابد ، در جه تمايلشان به يكديگر افزايش ميابد و بر عكس 2-1 افرادي كه احساسا تشان به يكديگر افزايش يابد ، اين احساسات را در فعاليت هاي افزايش يافته اظهار خواهند نمود بر عكس 2-2 هر چه افراد با تواتر بيشتري با يكديگر كنش متقابل كنند ، فعاليتهايشان شبيه تر بوده و احساس به ابراز تمايل دارند و بر عكس (ترنر -303- سطر 9) 3-هر گاه انسانه احساس كنند كه روابط يك گروه پاداش هايي بيشتر از روابط گروه هاي ديگر به آنها عرضه ميدارد جذب آن گروه ميشود ( ریتزر 43 4 سطر 10) خ -رده بندي و ارزش ها: 1-كالاهاي ارزشمند چيزهايي هستند كه تقاضاي زيادي برايشان وجود دارد ، اما عرضه آنها محدود و توليدشان مشكل است . 1-1فردي كه توانايي توليد كالا هاي ارزشمند را دارد از رده بالايي در گروه برخوردار است (اسكيد مور 109-2001) 2-معاملات تبادلي شخصي ميان مردم ، تمايز در منزلت و قدرت را به وجود مي آورد 2-1 تمايز در منزلت و قدرت ، مشروعيت و سازمان يافتگي را به وجود مي آورد (رتيزر 435،سطر 7)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۸ساعت 14:34  توسط حسن وحدتی
|
|