کارکردگرایی
1-    برای فهم حیات اجتماعی نباید آن را به اجزایش تجزیه کرد.بلکه حیات اجتماعی را  باید در کلیتش شناخت.
2-    حیات اجتماعی دارای اجزایی به  هم مرتبط،زنده، و متقابلا سازگار است.  
ویژگیهای اصلی نظریه کارکرد گرایی    
1-فونکسیون:هر عمل فونکسیونی دارد، که همان اثرآن عمل است. مثلا آیین هدیه دادن ،
    اثر    

هدیه    انسجام بخش     اجتماع




2-فونکسیون الزاما همراه باقصد نیست.یعنی ممکن است که اثر، نتیجه قصد قبلی کنشگر یا اجتماع باشد ویا نتیجه قصد نباشد.مثلا دانشگاه بر اعتقادات همه دانشجویان اثر دارد.در حالی که دانشگاه برای تاثیر گذاری درحیطه ای مشخص(تخصصی ویژه) بوجود آمده است.

                        بدون قصد قبلی
دانشگاه                                                 اعتقادات دانشجویان
                                          
                                   باقصد قبلی                  
               دانشگاه                                   علم دانشجویان

     3-ساختارها فونکسیون دارند ،نه فرد.ساختارها  در نتیجه شیوه خاص ساختار یافتنشان دارای آثار خاصی شده اند که همان فونکسیون آنها است.مثلا خانواده در جامعه اسلامی دارای فونکسیونی است که ممکن است خانواده  در سایر جوامع آن فونکسیون را نداشته باشد.در جوامع اسلامی زن از نظر اقتصادی به مرد وابسته است.

 خانواده اسلامی                                          وابستگی اقتصادی زن به مرد

4-انجام وظیفه فرد را نمی توان فونکسیون او دانست.

سطوح  تحلیل فونکسیون
1-پایین ترین سطح تحلیل فونکسیون با نقش فرد سرو کار دارد.یعنی تحلیل آثار نقشهایی که فرد ایفا میکند بر محیط اجتماعی ساخت دار.
1-1-در این سطح تحلیل نقش مهم است و نه عمل (فرد)
1-1-2-دراین سطح تحلیل اثر نقش بررسی میشود و نه خود نقش.
2-سطح بعدی تحلیل فونکسیون ، تحلیل اثر نهاد بر محیط ساخت دار خود است.
2-1-اگر چه نهاد، ترکیبی از نقشهای شخصی است ،اما در اینجا اثر جمعی همه این کنشها در نظر گرفته میشود و نه تک تک آنها.
3-بالاترین سطح تحلیل فونکسیونی  شامل بررسی اثر جامعه کلی است که شامل :ساختهای فونکسیون دار،رویه های نهادی معمول،آیینها و...است.
ساخت  :
1-به نظم و ترتیبهای اجتماعی  ساخت می گویند.
1-1-    مناسبات الگویی بین نقشهای شخصی ،ساخت میباشد.
1-1-2-هرگاه مناسبات شخصی طبق الگویی مشخص با یکدیگر در ارتباط بوده و نظم و ترتیب پیدا کند ،ساخت بوجود می آید. مانند ساخت خانواده
نظام:
1-مجموعه به هم پیوسته ای از موقیتهای اجتماعی همراه با نقشهاو پایگاهای آن موقعیتها.(دکتر اورعی،مفاهیم جامعه شناسی ،14)
2-مجموعه ای از ساختهای  مرتبط ، نظام را  به وجود می آورند.(مور،ص170،سطر3)
3-زمانی که چندین واحد فونکسیون دار بر یکدیگر تاثیر میگذارند،نظامی را شکل میدهند.(مور،ص169،سطر14)
3-1-وقتی مجموعه ای از ساختها با یکدیگر در ارتباط بوده و بر هم اثر بگذارند ، نظام بوجود می آید.
نظام اجتماعی:
مجموعه به پیوسته ای از موقعیتهای اجتماعی همراه با نقش ها و پایگاههای آن موقعیتها.

ساخت نظام اجتماعی:
 به نظم و ترتیب نظام اجتماعی از نظر تعداد موقعیتها،نوع موقعیتها،محتوای نقش هر موقعیت و نحوه ارتباط ،آنها ساخت اجتماعی می گویند.( دکتر اورعی،مفاهیم جامعه شناسی ،15)

فونکسیون
برای ارائه یک تبیین فونکسیونی  از یک ساخت معین باید
1-    شرح دقیقی از کل اثرهای آن ساخت بر محیطی که در آن قرا گرفته است.ارائه شود.
2-    وقتی می توان ادعا کرد اثار مشخص شده به ساخت مورد تحلیل مربوط است و ناشی از سایر ساختها نیست که حدها (مرزها) و محیط ساخت در ن تعیین شود.

 حدها  یا مرزهای نظام
1-به حدها یا مرزهایی که در آن  ساختها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند،حدها یا مرزهای نظام می گویند. 
2-شاخص هایی که حدود یا مرزهای یک نظام اجتماعی را مشخص می کنند،عبارتنداز:زبان،رسوم،مناسک،تشریفات و آیین ها.

محیط یک ساخت
قلمرو ارتباط متقابلی که یک ساخت  معین را در بر کرفته است محیط آن ساخت نامیده میشود.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 1:27  توسط حسن وحدتی  |