آراء شوتس

1- میان آن جنبه از جهان اجتماعی که باید از نظر فلسفی تحلیلشان کرد و جنبه های دیگری که میتوان در مورد آنها تحقیق علمی جامعه شناسی کرد ،بایدتمایز قائل شد.

2-  انسانها ذهن دارند و واقعیت اجتماعی را میسازند و این ساختها حدود فعالیتهایشان را محدود میسازند.

2-1-پس کنشگران اجتماعی با فعالیتهای آگاهانه شان جهان اجتماعی را میسازند اما این ساختها ،فعالیتهای خلاقانه بعدی کنشگران را محدود میسازند.

3-انسانها هم تحت الزام نیروهای اجتماعی اند و هم آنها میتوانند و گهگاه مجبورند این الزامها را از میان بردارند.مثلا در ازدواج مرد باید ازنظر سنی  زن بزرگتر باشد اما گاهی به علت عشق و علاقه این هنجار نادیده  گرفته میشود.

4- جهان اجتماعی را نمیتوان مورد تحقیق علمی قرار داد.

5-آگاهی و ساختن اجتماعی واقعیت در روابط مایی و جهان مستقیماُ تجربه شده (umwelt)فرارتر و انفرادی تر از آن است که بتوان آنها  را موضوع یک علم عینی قرار داد.

5-1-پس برای اینکه  واقعیتی که در جهان اجتماعی ساخته شده را بتوان مورد بررسی علمی قرار داد باید 1-فردی نباشد.2-پایدار باشد.

6-واقعیت اجتماعی دارای چهار قلمرومتمایز است.

6-1-هریک از این قلمروها،از جهان اجتماعی انتزاع شده است.

6-2-هر قلمرو با درجه نزدیکی (درجه در دسترس بودن موقعیتها برای کنشگر )و تعین پذیری (درجه ای که کنشگر میتواند آنها را تحت نظارت خود داشته باشد)مشخص میشود.

6-3-چهار قلمروواقعیت اجتماعی

6-3-1-mitweltیعنی قلمروواقعیت اجتماعی بدون تجربه مستقیم.

6-3-2-umweltیعنی قلمروی که از آن تجربه مستقیمی داریم.

6-3-3-folgweltقلمرو اخلاف (آینده گان) .جهانی یکسره ازاد و نامتعین است وکه قوانین علمی بر ان هیچ گونه تسلطی نداردو دانشمند اجتماعی فقط به گونه ای بسیار کلی در مورد این جهان میتواند پیش بینی کند.

6-3-3-1-علت اینکه دانشمند اجتماعی نمیتواند در جهان  اینده گان  پیشبینی  و توصیف دقیق داشته باشد این است که این جهان آزاد ونامتعین است.

6-3-4-volwelt قلمرو اسلاف (گذشتگان).این جهان متعین است زیرا کنش و علتهای کنش رخ داده است .اما قابل بررسی علمی نیست.زیرا هنگام بررسی این جهان ناچاریم از مقولات فکری این زمان(زمان خودمان )برای بررسی گذشته به ره ببریم واین علمی نیست.

6-3-4-1-تفسیر کنشهای گذشتگان و علت کنشهای انهابر ما پوشیده است و تفاسی ر ما از کنشهای انها با مقولات امروزی صورت میگرد .مثلا فردی که در جامعه ای امن زندگی میکند علت وجود کاروانسراها را در گذشته مممکن است فقط برای استراحت مسافران تفسیر کند و از کارکرد امنیتی آن و حفظ جان مسافران از دستبرد راهزنان غافل بماند زیرا امنیت برای او چیزی   بدیهی است.

7-واقعیت اجتماعی در جهان مبتنی بر تجربه مستقیم(umwelt) ساخته میشود.

7-1-برای تحلیل تجربه کنشگر در این جهان باید آگاهی کنشگر و نیز کنش متقابل او را بررسی کرد.

7-1-1-کنشگر در این قلمرو به میزان قابل توجهی از آزادی و خلاقیت بر خوردار است.

7-1-2-کنشگری که آزاد و به دلیل همین آزادی پیش بینی ناپذیر است ،را نمیتوان مورد بررسی علم جامعه شناسی قرار داد.

7-1-2-1-زیرا کنشگر دارای ذهن است و همیشه در موقعیتهای مشابه ،کنش ثابتی ندارد و ممکن است با تفسیر جدیدی که از موقعیت دارد کنش متفاوتی از خود نشان دهد.

8-پس جهان حاصل از کنش متقابل مستقیما تجربه شده(umwelt) نمیتواند بخشی از جامعه شناسی باشد.

9-علوم کنشی میتوانند به سطح تحلیلی برسند که فقط با چیزهای ساخته شده با کنش کنشگر سرو کار داشته باشند(فر اورد ه های کنش)و نه با کنشگر.

9-1-پس باید فرآورده ای کنشی(نظام فرهنگی) را مورد بررسی قرار داد ونه کنشگر را.(یعنی باید هنجارها مورد مطالعه قرار گیرند.)

10-موضوع مناسب برای بررسی در جامعه شناسی mitwelt(معاصران)

10-1-1-جنبه ای از جهان واقعی که در آن انسانها معمولا با آدمواره ها  ویا ساختارهای گسترده تر سروکار دارند و نه با کنشگران واقعی.

10-1-2--دانش کنشگر در اینجا بر مبنای کنش متقابل رودر روکه دائما در معرض تجدید نظر قرار میگیرد نیست .

10-1-3--این دانش نسبتا پایدارو همگون از نمونه های کلی است .

10-1-4-بین انسانها مشترک است.

10-1-5-دانشمند اجتماعی در این جهان زندگی میکند.

10-1-6-بنابراین قابل بررسی به روش علمی است.

10-2-جهان قشربند شده ای است که سطوح متفاوت آن با درجه ناشناختگی اش مشخص میشوند.

10-2-1-هر چه  سطح مورد نظر ناشناخته تر باشد روابط آدم های درگیر در آن را بیشتر میتوان مورد بررسی علمی قرار داد.

11-افراد نمونه های کلی را ضمن اجتماعی شدن می آموزند.

11-1-انواع نمونه ها نسخه ها ی کنشی هستند که در کل فرهنگ وجود دارند.

11-2-انسانها ضمن اجتماعی شدن این نسخه های کنشی  (نمونه ها ) و انواع رفتارهای نمونه ای را می آموزند ویاد میگیرند این نسخه ها را در چه موقعیت هایی به کار برند.

11-3-متناسب با هر موقعیت معین ،یک کنش معین ((بوسیله نمونه ای که در تجارب پیشین ساخته شده است))مشخص می شود.

11-4-ممکن است در اثر کنش مستقیم نمونه هایی که در ذهن ما بوده است دچار تغییر و تحول گردد اما نمونه سازیهای فرهنگی دست نخورده باقی می ماند.

11-4-1-زیرا بر اساس تجربه شخص  فقط نمونه موجود در ذهن او تغییر میکند اما نمونه های  فرهنگی که بین سایر افرادمشترک است تغییر نمیکند.مثلا فرد با استادی بی سواد برخورد کند و نمونه استاد در ذهن او تغییر کند اما نمونه فرهنگی استاد که مشترک بین سایر افراداست تغییر نمیکند.

جهان حیاتی         

1-چهارچوب فرهنگی واز پیش تعین شده زندگی اجتماعی  که بر افکار و کنش های کنشگران و تاثیر میگذارد.(شامل تمام نمونه سازیها است.)

1-1-همه دانش ،تجارب و کردار بشر بر مبنای نمونه سازیها استوار است.

2-عناصر جهان حیاتی:هر یک از عناصر جهان حیاتی بخش از دانش اجتماعی است وبه کنش کم وبیش عادتی می انجامد.

2-1-دانش به مهارتها :

2-1-1-بنیادی ترین صورت دانش است .زیرا به ندرت تردید آمیز می شود.

2-1-2-از درجه بالایی از قطعیت بر خوردار است.مانند راه رفتن .

2-2-دانش سودمند:     

2-2-1-راه حل مشخص برای مسا له ای که زمانی بحث انگیز بوده است.

2-2-2-این دانش اعتبار بی چون و چرا ندارد.اما به سطح بالایی از قطعیت ارتقائ یافته است.رانندگی ،نوازندگی ،فلسفه

2-3-دانش به دستور العملها:

2-3-1-از همه صورتهای دیگر دانش متغیر تر است.ولی از یکنواختی برخوردار است.

2-3-2-در برخی موقعیتها دستورالعملها بعنوان شیوه یکنواخت تطبیق با موقعیت بکار گرفته میشود.

12-عناصر خصوصی دانش:همه عناصر قلمرو فرهنگی می توانند در مورد افراد مختلف ،متفاوت عمل کنند،زیرا تجربه شخصی هر فردی نسبت به فرد دیگر تفاوت دارد.

 (تا زمانی که کنشگردر روایط آنهایی قرار دارد مشکلی وجود ندارد،اما در روابط مایی ممکن است عناصر دانش اجتماعی که از طریق اجتماعی شدن به فرد رسیده است دچار جرح و تعدیل گردد یعنی شخص بر اساس تجاربش درآن دخل و تصرف کند و به آن عناصر جدیدی بیفزاید که این عناصر جدید را عناصر خصوصی دانش گویند )

13-ذخیره دانش ((روال زندگی نامه ای دارد)):ذخیره دانش اجتماعی هر کس نتیجه موقعیتهای قبلی او (محتوای تجارب قبلی او) است.وچون تجارب هرکس منحصر به فرد است واز طرفی ذخیره دانش او به این تجارب بستگی دارد بنابراین ذخیره دانش روال زندگی نامه ای دارد.

13-1- اگر چه ذخیره دانش از عنصری خصوصی برخوردار است اما چون در شکل گیری این  تجارب جامعه نیز نقش دارد پس نباید ذخیره دانش را فقط ساخته کنشگر بدانیم.

13-2-ذخیره دانش چون از تجارب فرد در طول زندگیش سر چشمه میگیرد بنابراین بخشی از جهان حیاتی به شمار نمی آید.

13-3-عناصر خصوصی و بی همتای دانش قابلیت بررسی علمی ندارد.

14-عناصر فرهنگی

14-1-باید تاثیر نیروهای فرهنگی بر کنشگران را بررسی کرد.

14-2-سطح فرهنگی نیز اهمیت زیادی دارد.

14-3-باید الگوهای اعتقادی و کرداری راکه فرهنگ تجویزشان میکند واز طریق اجتماعی شدن انتقال می یابد بررسی کرد.

14-4-عناصر سازنده فرهنگ پیش از ماوجود داشته و پس از ما هم وجود دارند  .

14-5-چهارچوب فرهنگی از بیرون بر فرد تحمیل می شوداما واقعیت جاری را نمی سازد بلکه این فرد است که واقعیت جاری را می سازد.اما این فرد از سوی چهار چوب فرهنگی محدودیتهایی را متحمل می شود.

14-6-در موقعیتهای غیر تردید آمیز کنشگران تمایل دارند تا ازنمونه سازیهایی که فرهنگ تجویزشان کرده است استفاده کنند.

14-7-در جهان معاصران (mitwelt) که کنشگران موقعیتهای تردید آمیز را کمتر تجربه میکنند نیاز به زیر پرسش کشیدن چهارچوبهای فرهنگی از پیش تعیین شده را ندارند.

14-8-در جهان umweltکه کنشگران در روابط رو در رو در گیر میشوند احتمال موقعیتهای تردید امیز وجود دارد بنابراین نمونه سازیهای موجود بیشتر در معرض جرح و تعدیل قرار میگیرند.

15-نمونه های موجود در فرهنگ به فرد آزدی می دهد زیرا کنشگر با استفاده از نمونه های موجود در فرهنگ، شیوه رفتار در هر موقعیت را در می یابدو نیازبه چون و چرا در هر موقعیت ندارد.

16-روابط مایی و روابط آنهایی هر دو در جهان حیاتی وجود دارند، اما روابط آنهایی تحت تسلط نیروهای فرهنگی و قابل بررسی علمی اما روابط مایی تحت تسلط فراگردهای آگاهانه فردی و غیر قابل بررسی علمی است(رابطه مایی  ،رابطه ای است که در آن آگاهی ذهنی کنشگر رو به سوی  آگاهی کنشگر دیگری دارد).

16-1-روابط مایی از درجه بالایی از صمیمیت برخوردار است و با میزان آشنایی کنشگران با زندگی یکدیگر مشخص میشود.

16-2-روابط مایی ناب همان رابطه رو در رو است که در آن کنشگران از یکدیگر آگاهی دارند و حد اقل برای مدت کوتاهی در زندگی شخصی همدیگر مشارکت همدلانه ای دارند.

16-3-روابط مایی آگاهی طرفین و نیز الگوهای کنش متقابل را نیز در بر میگیرد.

16-4-روابط مایی ویژگی جهان umwelt است .روابط در این سطح بسیار بحث انگیز و تحت معاملات انفرادی کنشگران قرار دارد،رابطه هایی که بسیار جنبه شخصی و حضوری دارد.

16-5-حضوری بودن کنش متقابل(روابط مایی) در روابط اجتماعی با دو ویژگی همراه است.

16-5-1-در یک رابطه مایی برخلاف روابط آنهایی، تجربه ذهنی در مورد دیگر وجود دارد.

16-5-2-حضوری بودن این رابطه به هر کنشگر اجازه رخنه در آگاهی طرف مقابل را میدهد.

16-5-3-وقتی فرد در هرگونه روابط مایی یا آنهایی قرار میگیرد ،فقط دانش نمونه ای از دیگری دارد. اما در فرا گرد مستمر کنش متقابل رودر رو(روابط مایی) ،نمونه سازیهایی  که از دیگران به عمل می آورد تحت سنجش،باز نگری ،تجدید نظر و تعدیل قرار میگیرد. یعنی برای بر قراری کنش متقابل در روابط مایی باید نمونه ها تعدیل گردد.

16-5-4-روابط مایی با پدیده های فرهنگی ارتباط دارد.

16-5-4-1-انسانها از طریق اجتماعی شدن (بوسیله والدین،همگنان،معلمان،و...)و عموما از طریق روابط مایی طی جهان حیاتی روزانه نمونه ها (که پدیده های فرهنگی اند)را فرا میگیرندواین نمونه ها به آنها اجازه بقا میدهند.(این که در هر موقعیت چه واکنشی داشته باشند و معنای واکنش دیگران را بفهمند از ملزومات بقا در جامعه است)

16-5-4-2-اگر انسانها به نا مناسب بودن نمونه ها پی ببرند (اغلب جهان روزانه تحت عملکردهای نمونه ای در نمی آید) از ذهن خلاقانه شان استفاده میکنند و استراتژی نمونه ای را وا می نهند و استراتژی تازه ای را  اختراع می کنند،این عمل خلاقانه درجهان روزانه پدید می آید.

16-5-4-3-حتی در چهار چوب روابط مایی در زندگی روزانه نیز بیشتر کنشها با راهنمایی دستور العملها انجام میگیرد.

16-5-پویایی های آگاهی که بر کنش اجتماعی حاکمند (طرح مساله ،ارائه راههای رفتاری متفاوت ،گزینش و تصویب نهایی یک طرح)بنیادهایی اند که پایه روابط مایی را میسارند.

16-6-انسانها  ترجیح میدهند برابر با دستور العملها کنش و کنش متقابل انجام دهند.

16-7- انسانها معمولا در مورد انچه که خود و انسانهای دیگر انجام میدهند باز اندیشی نمیکنند اما هر گاه با مسائل دشوار و کنش وواکنشهای نامناسب رو به رو شوند  دستر العملها را رها نموده و برای خلق یک واکنش مناسب ، درباره آنچه که میگذرد باز اندیشی میکنند.

17-روابط آنهایی(MITWELT):روابط آنهایی با کنش متقابل با معاصران غیر شخصی (کامند ناشناس پست،معلم،پلیس)مشخص میشود ونه با آشنایان (مانند دوست شخصی)

17-1-در روابط آنهایی ،کنش آدمها تحت تسلط نمونه سازیهای نا شناخته است.

17-2-در روابط آنهایی طرحهای نمونه ای دانش که برای تعریف کنشگران دیگر به کار برده میشوند،تعدیل پذیر نیستند.(طرحهای نمونه فقط در روابط مایی ،تعدیل پذیرند)

17-2-1-زیرا در این روابط با آدمهای واقعی کنش متقابل نداریم واطلاعاتی که با نمونه سازیهای ما تفاوت دارند در دسترس ما نیست.بعبارت دیگر در روابط آنهایی تجربه های تازه شکل نمیگیرند پس طرحهای نمونه ای هم طرح و تعدیل نمیشوند.(تجربه ذهنی در این روابط وجود ندارد.)

17-3-در روابط آنهایی این نمونه سازیهای فرهنگی است که کنش را تعیین میکنند،در نتیجه این نمونه سازیها را نمیتوان با اندیشه ها و کنشهای کنشگران در روابط آنها تغییر داد.

18-آگاهی:چون الگوهای کنش و کنش متقابل را در روبط مایی نمیتوان مورد بررسی علمی قرار داد ،پس نمیتوان آنچه که در آگاهی افراد میگذرد مورد بررسی علمی قرار داد.

18-1-زیرا ازطریق بررسی کنش و کنش متقابل است که میتوان به آگاهی رسید.

18-2-در جهان زندگی روزانه ، تا انجا که امور بر وفق دستورالعملها به خوبی پیش میرود،کنشگران به آنچه که در ذهن دیگران(آگاهی) میگذرد ،توجهی نشان نمیدهند(پس آنگاه به انچه که درذهن دیگران میگذرد توجه نشان میدهند که دستورالعملها با موقعیتها تطبیق نکند)

18-3-چون ذهن قابل بررسی علمی نیست پس  میتوان از آگاهی فردی چشم پوشی کرد. .19- تصویر فلسفی شوتس از جهان اجتماعی که آن را قابل بررسی علمی نمیدانست آگاهی عمیق است .که فراگردهای معناسازی ،تفاهم،تفسیر،وتفسیر خود از آن سرچشمه میگرفت.

20-شوتس به کار ماکس وبر بویژه بخشی از آن که به کنش اجتماعی مربوط است علاقمند بود ،زیرا به نظراو این بخش کار ماکس وبر هم به آگاهی توجه دارد و هم به جامعه شناسی.

20-1-به عقیده شوتس برداشت وبر از آگاهی نارسا بود ،او بین گونه های معانی و بین معانی و انگیزه ها تفاوت قایل نبود.

20-1-1-معانی به این راجعند که کنشگران چگونه تعیین میکنند که کدام یک از جنبه های جهان اجتماعی برایشان اهمیت دارند.

20-1-1-1-یکی از گونه های معانی ،بافت معنای ذهنی است .به این معنا که از طریق ساخت ذهنی و مستقل واقعیت(ساخت قایق و دریا در ذهن)برخی از عناصر واقعیت را با معنی می انگاریم.که به علت انفرادی بودن شدید ،این فراگرد قابل بررسی علمی نیست.

20-1-1-2-نوع دیگر معنا ،بافت عینی معنا یا آن رشته از معانی است که در کل فرهنگ وجود داردو دارایی مشترک جمع کنشگران است.

20-1-1-3-چون بافت عینی معنا، مشترک و غیر انفرادی و دارای وجود عینی است ،برای جامعه شناسان مانند هر کس دیگر دسترسی پذیر است پس میتوان آنرا بررسی علمی کرد.(هنجارها)

20-1-2-انگیزه ها به این راجعند(این را مشخص میکنند )که کنشگران به چه دلایلی کنشهایشان را انجام میدهند.

20-1-2-1-انگیزه های تاآنکه دلایل کنشگر برای انجام برخی کنشها یی اند که او بخاطر تحقق یک رخداد آتی به آن مبادرت می ورزد.(انجام کنش برای رسیدن به یک هدف)

20-1-2-2-انگیزه های تا آنکه فقط زمانی آشکار میشودکه کنش اتفاق می افتد.

20-1-2-3- انگیزه های تا آنکه بخش از آگاهی عمیق  وجریان مداوم آگاهی اند.

20-1-2-4- انگیزه های تا آنکه قابل بررسی علمی نیستند.زیرابه آینده مربوط است و آینده  جهانی یکسره آزاد ونا متعین است.

20-1-3-انگیزه های برای آنکه، عواملی که باعث میشود که افراد چنین و چنان رفتار کنند.

20-1-3-1-چون کنشها انجام گرفته ،انگیزه های  آنها برای دانشمندان اجتماعی و خود کنشگر دردسترس است ،پس میتوان انگیزه های برای آنکه را مورد برری علمی قرار داد.

20-1-3-2-شوتس به بررسی انگیزه های برای آنکه علاقه ای نداشت چون شوتس میخواست نظام معنایی مشترک میان انسانها را مورد بررسی علمی قرار دهد،در حالی که این معناها ذهنی و فردگرایانه اند.

21-کنش وکنش اجتماعی:کنش کرداری بر مبنای یک طرح از پیش تصور شده است .همین طرح است که کنش را از دیدگاه کنشگر اجتماعی با معنا میسازد.بدون این طرح کنش به یک رفتارنا آگاهانه تبدیل میشود.

21-1-هر گاه طرح یا برنامه، کنشگردیگری را نیز در نظر داشته باشد ،آن طرح تبدیل به یک کنش اجتماعی میشود.

21-2-هر کنش مستلزم سنجش و گزینش میان طرحهای گوناگون است ،اگر گزینش میان طرحها مطرح نباشد ،رقتار به عملی ناآگاهانه تبدیل میشود.

21-3-هر گاه موقعیت بحث انگیز باشد کنش مستلزم سنجش وگزینش میان طرح های گوناگون میشود.(پس اگر موقعیت بحث انگیز نباشد نیاز به سنجش و گزینش میان طرح های گوناگون نیست و اگر گزینش میان طرح های گوناگون مطرح نباشد کردار عملی ناخود آگاه است پس اگر موقعیت بحث انگیز نباشد کنشی در کار نیست پس تمام کردارهایی که بر اساس نمونه سازیها شکل میگیرد کنش نیست)

22-شرایطی که یک موقعیت را بحث انگیز میکند:

22-1- یک تجربه عملی نتواند به آسانی با نمونه موجود در ذخیره دانش تطابق یابد.

22-2-نمونه موجود در ذخیره دانش برای تسلط بر موقعیت به اندازه کافی تعین نداشته باشد.

22-3-کنشگر به تعارض بین دوعنصر ذخیره دانش که تا کنون به شیوه از پیش پذیرفته هماهنگی داشته ،آگاهی یابد.

23-هرگاه موقعیت بحث انگیز گردید و دانش نمونه ای و الگوهای معمول رفتاری برای تسلط براین موقعیت کفایت نکرد،کنشگر برای  پیدا کردن راه حلی برای این مساله نمونه تازه ای میسازد،یعنی به ذخیره دانش چیز تازه ای می افزاید. 

24- هرگاه موقعیت بحث انگیز جنبه اجتماعی داشته باشد ،راه حل ،گزینش و تصویب یک طرح برای برخورد با این موقعیت ،کنش اجتماعی است،یعن کنش که رو به سوی کنشگر دیگری دارد.

25-عامل آزاد:در عقیده شوتس از کنش یک نوع اراده گرایی را میتوان دید زیرا کنشگر در گزینش میان طرحهای کنشی ،عامل آزادی است ،زیرا میتواند دست به انتخاب بزند ،اگرچه این گزینش(آزادی)محدود به ذخیره دانش فرد است.

26-ذخیره دانش:مجموعه نمونه های حاکم بربرداشت و رفتار کنشگر در جهان اجتماعی را ذخیره دانش گویند.

27-گزینش آگاهانه یک رفتار در واکنش به یک موقعیت بحث انگیز ،همان فراگرد پویایی است که ذخیره دانش را تغییر و بسط میدهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۳۸۸ساعت 0:38  توسط حسن وحدتی  |