بسم الله الرحمن الرحیممقدمهدر مطالعات انسان شناسی 1و تاریخی2 مسئله فنون اهمیت بنیادی دارد.درتاریخ انسان شناسی ،بویژه در نوشته های آندره لوروا گوران3 نقش فعال و تعین کننده عنصر فن در فرهنگ و تاریخ جوامع از دوره ماقبل تاریخ تا به امروز بخوبی نشان داده شده است . از سویی دیگر آندره جورج هودری کورت نه تنها بر روی بر خورد بین فنون در زندگی اجتماعی4 بلکه بر برخورد بین گیاهان پرورش یافته5 و حیوانات تاکید کرده است.این دو نویسنده و محقق نشان می دهند که پی بردن به میزان توسعه اندیشه و تفکر در یک جامعه ویا درهر نوع گروه انسانی(جامعه درحالت کوچندگی ویا عشایری)بدون تجزیه و تحلیل نظام تکنیکی آن امکانپذیر نمی باشد،زیرا مطالعه تکنولوژی نه تنها درجه توانایی ها و امکانات بومی و مادی منطقه جغرافیایی را دربر می گیرد بلکه نظام فرهنگی و سیاسی گروه مزبور را نیز تعین می کند.این محققان در طی پژوهشهای مردم شناسی در زمینه فنون ،بسیاری از موارد انتشار تکنولوژی و تبادلات فرهنگی بین جوامع را مشاهده و مورد توجه قراردادند.آندره لورواگوران با استفاده از روشهای سیستماتیک و تئوریک به ابهامات و ناشناخته های مسئله پخش و نشر فنون می پردازد.آندره جورج هدری کورت نیز در این زمینه مثالهایی ارائه کرده است.مسئله انتشار تکنولوژی تا آن حد در نظر لورواگوران حائز اهمیت بوده که وی در کتاب محیط و فنون خود فصل کاملی را به آن اختصاص داده است.پژوهش های وی در این زمینه، دوره ماقبل تاریخ را نشان می دهد که در آن زمان نیز مسئله پخش و نشر بحدی زیاد بوده است که کار تشخیص اختراع کننده از کسی که آن اختراع را به عاریت گرفته دشوار می باشد.این تحقیقات همچنین بیان می دارد که برای انجام یافتن کار پخش و نشر تکنولوژی مجموعه ای از شرایط (فرهنگی،محیطی،اقتصادی و سیاسی و غیره)لازم و ضروری می باشند و چندان اغراق آمیز نخواهد بود اگراز تکنیک بعنوان عمل تعیین کننده تکامل نام ببریم،زیرا هرگز دیده نشده که در جامعه ای تکنیک هایی با تاثیرکمتر جای تکنیکهای موثرتر را گرفته باشد(برای مثال تعویض گاوآهن با خیش) .پژوهشهای هودری کورت مثلا در زمینه اشاعه نحوه بستن اسب به درشکه به سبک جدید 6و یا تکنیک ذوب آهن7 در قرون وسطی و مطالعات عمیق نیو هام8 پیرامون علوم چینی نتایج مشابهی را به بار می آورد.دیدیه گزنیدو نیزبه دو مورداشاره می کند:اول رکاب اسب در اورازی (منطقه اروپاو آسیا) قرون وسطی و دیگری دستگاه منجمد کننده(فریزر)درخانواده ای در کشور مراکش.رکاب اسب به عنوان یک وسیله تکنیکی کوچک ،درتاریخ اسب سواری و از بعضی جهات در تاریخ جهان انقلابی بوجود آورده است.در واقع رکاب در نحوه نشستن اسب سوار یر روی اسب تغییری اساسی ایجاد کرد و اسب سوار را در وضعیتی مطمئن و مناسب قرار داد.رکاب به اسب سوار این امکان را می داد که در حال حرکت با کمان تیر اندازی کند،نیزه بیندازد و یا حتی با استفاده از شمشیر،ضربات کاملا موثر بر سواری که بدون رکاب شمشیر می زند،وارد کند.اما داشتن رکاب نخست مستلزم مسئله معدن شناسی و تکنیک آن است.برای داشتن رکاب لازم است ابتدا در منطقه ای باشیم که دارای معدنی از فلز باشد (منطقه اورازی این امکان را دارا بود).سپس لازم است با دانش استخراج فلز وآهنگری آشنا باشیم.(امری که نیاز به اطلاعات فلز شناسی ودر واقع آهنگری دارد.)رکاب فلزی که در اورازی ظاهر گردید برای انسان شناسی فنون این سوال را مطرح می کند،که چرااین پدیده در همه جا بطور همزمان رخ نداده بود.این پدیده ابتدادر خاور دور دیده شد به اینصورت که ظاهرا نحوه اشاعه آن از شرق به غرب بوده است.اما چگونه و ازچه راهی ،در حال حاضر از آن اطلاع دقیقی در دست نیست.به نظر لین وایت9 در قرن دوم پیش از میلاد در هند ،مجسمه سازان چیزی می ساختند که بی شباهت به رکاب نبوده است ،در مقابل در چین تصاویرروشن و مشخصی از رکاب دراختیار داریم که به اوایل قرن ششم بعد از میلاد تعلق دارند.کوچندگان آسیای مرکزی این وسیله را در خلال قرن هشتم (حدود694میلادی)در اختیار داشته اند.به نظر لین وایت ساسانیان با رکاب آشنایی نداشته اند.(ایرانیان برای مشخص کردن این وسیله ازواژه عربی آن یعنی رکاب استفاده می کردند).اعراب رکاب را احتمالا از کوچندگان ترک_مغول که در ایران دوره ساسانی در رفت و آمد بودند به عاریت گرفته اند.این نظریه جالب توجه است اما سوال دیگری مطرح می گردد ،زیرا باستان شناسان تاکنون فقط 2یا 3 رکاب متعلق به دوره ساسانی پیدا کرده اند.این نکته بیانگر آن است که همه سوارکاران ایرانی در آن دوره از این وسیله استفاده نمی کردند.بدین ترتیب سوال مربوط به منشاء و چگونگی اشاعه رکاب در شرق آسیا،خاورمیانه و غرب همچنان بی جواب باقی مانده است. حال به نمونه مراکش می پردازیم:یکی از دانشجویان من(دیدیه گزنیدو) با این نیت که مادرش کمتر از منزل جهت خرید خارج گردد اقدام به خرید یک فریزر می نماید .درچند هفته اول مادرش از داشتن این دستگاه منجمد کننده بسیار راضی و خوشحال بود،اما پس از گذشت چند ماه از پسرش خواست تا فریزر را بفروشد.علت این درخواست چه بود ؟او بزودی متوجه شد که داشتن فریزرمانع از رفتن مکرر او به بازار گردیده و دیگر به ندرت می توانست دوستان خود را ملاقات کند.این بدان معنا بود که او دیگر از شبکه گفتگوهای روزانه و از شبکه اجتماعی (اطلاعاتی در مورد ازدواجها،تولدها،پیشواهای مذهبی محلی و غیره)دور مانده است.بنابراین فریزر را فروختند و او بار دیگر راه رفتن به برازار را بطور منظم در پیش گرفت.این دو مورد از نشرو اشاعه تکنولوژی که هم از جنبه تاریخی و هم از نظر پیشرفت و طبیعت شیءکاملا متفاوت اند،برای انسان شناسی _اشاعه بسیار جالب توجه می باشند.در واقع از چندین نقطه نظر القاء کننده نکات ذیل است:-مسئله عاریت گرفتن تکنولوژی در همه وقت و همه جا وجود داشته و دارد واحتمالا یکی ازسریع ترین عوامل جابجا شونده در جوامع بحساب می آید.-برای اینکه یک شیءتکنیکی بتواند اشاعه یابد ،لازم است بتوانددر درون مجموعه جدید تکنیکی-فرهنگی قرار گیرد،یعنی بتواندبا دنیای فکر،تصورات،فرهنگ جامعه ویا گروه اجتماعی عاریت پذیر مرتبط باشد.-تکنیک منطق خاص خود را دارد،اغلب برگشت ناپذیر است و جامعه را تغییر می دهد و این امر صرفا به علت تاثیریست که بر روی افراد جامعه می گذارد.-نمی توان تکنیکی ،حتی ساده ترین شکل آن را ،از علم و بطور کلی از دانش مجزا نمود.تکنولوژیتکنیک همیشه برای انسانشناسان تکنیک، یک بخش بنیادی در هر نوع تشکیلات اجتماعی،اقتصادی،و فرهنگی10 رادر بر می گیرد و به همراه علم وهنر یکی از پایه های اصلی خلاقیت انسان را تشکیل می دهد.وسر انجام توسط موارد بی شماری از نشر تکنولوژی ،جوامع انسانی از دوره پیش از تاریخ به تدریج تا به امروز ترقی و پیشرفت کرده و عمدتا غنی تر گشته است.زیرا همانطور که کلودلوی اشتراوس می نویسد:لازم است افراد بشر جهت ترقی و پیشرفت با یکدیگر همکاری کنند و در جریان این همکاری شاهد همانند شدن تدریجی ره آوردهای آن باشند ولی تفاوت آغازین این ره آوردها دقیقا همان شرطی است که همکاری آنها بارور می سازد.11اما یکی از ویژگیهای دنیای معاصر،رشد بسیار سریع تکنولوژی است.چنین رشدی ضمن تاثیر برساختهای اقتصادی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ،اشاعه و مبادله تکنولوژی را نیز گریز ناپذیر کرده است تا از این رهگذر به میانجی گری انتقال تکنولوژی ،اختلاف سطح تکنولوژیک ملل تعدیل گردد.با وجود این بدیهی است که اگر تاثیر و تاثرساختهای اقتصادی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی جوامع تکنولوژی فرست و تکنولوژی پذیر به دقت مورد تامل واقع نشود ،نتیجه ای جز ناکامی از انتقال تکنولوژی حاصل نخواهد شد.از این رو ،موضوع انتقال تکنولوژی به منزله یکی از عناصر ساختاری نظم نوین اقتصادی بین المللی میتواند هم به رشد و توسعه اقتصادی و هم به عقب ماندگی و وابستگی بینجامد وبه آن دامن بزند.اعتلای اقتصادی و اجتماعی آنگاه از انتقال تکنولوژی حاصل خواهد شد که اولا تکنولوژی انتقال یافته با ساختهای متفاوت اجتماعی منطبق باشد و ثانیا کلیه ساختها درامر انتقال تکنولوژی به شکلی هماهنگ وارد عمل شوند.در غیر این صورت ،انتقال تکنولوژی چیزی جز ضرر برای جامعه نخواهد داشت.تکنولوژِی،اجزا و انواع آنتکنولوژی فرآورده ای بشر ساز است یعنی از یک سو بشر آنرا می سازد و از طرفی تکنولوژی است که بشر را میسازد. تکنولوژی به نیازهای انطباق جویانه اقتصادی بشر پاسخی اندیشیده و سنجیده می دهد و با اثر از جهت گیری سیاسی نظام اجتماعی ،پایداری فرهنگ جامعه را وجهی تکنوکراتیک می دهد.در .واقع تکنولوژی به مثابه دانش سیستماتیک تولید یک محصول ،کاربرد یک فرآیند یا ارائه خدمات از شناخت چراییها به شناخت فنی چگونگی میل میکند تا ضمن ایجاد ارزش افزوده اقتصادی ،جامعه را به لحاظ فرهنگی در دستیابی به اهداف سیاسی مساعدت نماید و نهایتا با تاثیر بر شناخت بشری ،بر غنای پیوسته اندیشه و عمل انسانی-اجتماعی بیفزاید.از این زاویه ،تکنولوژي به یک معنا از چهار جزء: فن افزار،انسان افزار،اطلاعات افزار،سازمان افزار تشکیل میشود.فن افزار تکنولوژی همان کالبدی است که در برگیرنده امکانات یا ابزار فنی است؛انسان افزار تکنولوژی ،انسانی است که تکنولوژی به صورت توانایی های علمی و فنی او شکل گرفته است؛اطلاعات افزار تکنولوژی ،مدارک و مستنداتی است که اطلاعات تکنولوژی درآنها ضبط شده است ؛وسازمان افزار تکنولوژی معرف مجموعه نظام های مدیریتی ،ارتباط،بازاریابی،ارزشها و فرآیندهایی پژوهشی است که از تکنولوژی حمایت میکند و سبب تسهیل ادغام موثر امکانات و تواناییها و حقایق مورد نیاز میشود.میتوان اجزاء تکنولوژی رابر اساس درجه پیچیدگی آن بر شمرد.با الهام از اطلس تکنولوژی می توان گفت تکنولوژی شامل تکنولوژی معمولی ، تکنولوژی مناسب و تکنولوژی پیشرفته یا نو دانست. تکنولوژی معمولی هر چند سبب میشود کار به ترتیب گذشته و با کیفیتی بهتر انجام گیرد ،ولی خصلت کیفی ساختار شبکه پشتیبان آن باعث ایستایی مهارتها و شیوه های فرهنگی می گردد.از طرفی تکنولوژی مناسب ،شبکه حامی و جریانات درونی آن را ثابت نگه می دارد و از این حیث امکان انجام کاری معین با اشکال قدیمی را ممکن میسازد.اما انتخاب این تکنولوژی بر حسب شرایط زمانی و مکانی ونیازهای اقتصادی ،جمعیتی،حقوقی و شغلی وطبقاتی صورت می گیرد .سرانجام ،تکنولوژی پیشرفته یا نو برساخت و ساماندهی شبکه پشتیبان موثر می افتد و بواسطه انعطاف پذیری و خود اتکایی ،درعین افزایش ظرفیت کارکردها و فرآیندهای ساختی وسازمانی موجود در عرصه بهره وری منابع ،فرهنگ گروهی –اجتماعی مدیریتی را متحول می کند.لذا این تکنولوژی انجام کارها به روش های قدیم ممکن می سازد. و شبکه پشتیبان پیچیده تری در مقایسه با تکنولوژی غالب دارد.تعریف انتقال تکنولوژی ،ضرورتها،سیاستهاو روشهای آنانتقال تکنولوژی یعنی واردات فنونی که در سطح ملی موجود یا امکان تدارک آنها میسر نیست .به عبارت دیگر انتقال تکنولوژی متضمن مبادله اجزای فنی بین فرستنده و گیرنده آن بر طبق قرار دادی معین است و از سه مرحله جذب و تحلیل ،تطبیق، و رشد می گذرد.اجزای قابل انتقال تکنولوژی شامل تجهیزات و کالاهای واسطه ،حق امتیاز اختراعات ،مدلهای بهره برداری ،طراحی مهندسی و علائم تجاری،اطلاعات و دانش فنی ،نقشه ها،طرح ها،نمونه ها،دستورالعملها،مشخصات و تخصصهای مدیریتی وبازاریابی است.بر این اساس ،ضرورت انتقال تکنولوژی در نتیجه ارزیابی سطح تکنولوژی و نیز شکاف تکنولوژی مشخص می شود که به منظور ارزیابی سطح تکنولوژی می توان از روشهای پنج عاملی یا هفت عاملی استفاده نمود .در روش پنج عاملی ارزیابی سطح تکنولوژی پس از محاسبه عوامل و تاثیر ضرایب مربوط به آنها شامل درصد جمعیت با سواد،نسبت درصد بودجه تحقیقاتی به درآمد نا خالص ملی،سهم ارزش افزوده به کل صنایع ،درصد تعداد دانشجویان آموزش عالی به کل جمعیت،سطح تکنولوژی را مشخص می کنند . از سوی دیگر در روش ارزیابی هفت عاملی به موارد ی چون سطح تکنولوژی ،سطح تحقیق،و توسعه درتکنولوژی ،سطح طراحی و مهندسی ،سطح ساخت ابزار و ماشین آلات ،سطح بهره برداری و تعمیرو نگهداری تاسیسات صنعتی و سطح ذخیره سازی و حمل ونقل و توزیع و فروش وتکنولوژی نظر میشود.شکاف تکنولوژی یعنی احتساب اختلاف میان موقعیت تکنولوژیک دو یا چند کشور.پس از تعیین ضرورت انتقال تکنولوژی نوبت به سیاستهای انتقال تکنولوژی میرسد.این سیاستها عبارتنداز:سیاست انتقال ناقص،سیاست انتقال نیمه کامل و سیاست انتقال کامل و سیاست انتقال تجاری.در روش انتقال ناقص ، تکنولوژی مورد نظر به مراکز تحقیقاتی برده می شود و پس از شناسایی کامل به تولید می رسد.چنین روشی البته با توجه به ابهام زمان و نتایج تحقیق طولانی و مبهم است و احتمالا درخلال این مدت، تکنولوژی مورد نظر منسوخ می گردد.ولی در روش انتقال نیمه کامل ابتدا تکنولوژی دریافتی به مراکز تولید برده می شود و همزمان در بخش واحد تولیدی ،پیرامون آن مطالعه به عمل می آید.در این وضعیت احتمال دارد بواسطه فعال بودن حوزه تحقیق وتوسعه ،تغییراتی درمحصول به وجود آید ولی این تغییرات چندان گسترده نیست.این در حالی است که در روش انتقال کامل ، تکنولوژی دریافتی همزمان به مراکز علمی و تحقیقاتی برده می شود وپس از آن که یک دوره تولیدی سپری گردید،مراکز علمی و تحقیقاتی همزمان به نوع آوری و تواناییهای جدید دست می یابند،تا جایی که خود می توانند ابزار لازم را برای تولیدات تازه فراهم آورند.سر انجام در روش انتقال تجاری ، تکنولوژی دریافتی مستقیما وارد تولید می شود و به مرور مستهلک می گردد.این وضعیت که عمدتا در جهان سوم رخ می دهد ،به وابستگی کامل می انجامد و اصولا از فقدان زیر ساخت های جذب تکنولوژی حکایت می کند.از لحاظ شکلی انتقال تکنولوژی از روشهای معینی نظیر جلب سرمایه گذاری های خارجی ،عقد قرارداد مشروع ،خرید امتیاز پروانه و حق اختراع ،مشارکت برای سرمایه گذاری درکشورهای صاحب تکنولوژی ،استفاده از ارتباط خاص بین دولتها،خرید کارخانه به صورت یکجا و حتی جاسوسی تکنولوژی صورت می گیرد/در روش جلب سرمایه گذاری خارجی که عمدتا به دلیل سود آوری گسترده،دسترسی آسان به مواد اولیه ومورد نیاز ارزان، استفاده از نیروی کار ارزان و بسط بازار مصرف مورد توجه شرکتهای چند ملیتی است،تلاش می شود تسهیلات لازم برای جلب سرمایه گذاری خارجی فراهم شود؛زیرا در اینصورت سرمایه خارجی در داخل کشور ،فنون مربوطه را نیز به همراه می آورد یا با بسط تولید آن ،تکنولوزی مزبور در سطح جامعه مطرح می شود.از سوی دیگر ،در روش عقد قرار دادمشروط از سرمایه گذار خارجی خواسته می شود انجام قسمتی از پروژه را توسط شرکتهای محلی تعهد کند واین البته درحالی است که صاحبان تکنولوژی در این وضعیت قیمت را به اندازه ای بالا در نظر می گیرند که عملا برای دریافت کننده تکنولوژی چنین انتقالی مقرون به صرفه نباشد.روش خرید امتیاز پروانه و حق اختراع روشی است که انتقال تکنیک در هنگام قرار داد خرید کارخانه آماده تحویل با تضمین راه اندازی واحد تولیدی یا تضمین تولید و فروش و بهره گیری ازعلامت تجاری واگذارنده انجام می شود.موفقیت این روش نیز به قدرت مذاکره کننده بستگی دارد.از طرفی روش مشارکت جهت سرمایه گذاری در کشورهای صاحب تکنولوژی در صورتی می تواند موفق شود که کشور صاحب تکنولوژی تعهد کند کارشناسان کشور گیرنده تکنولوژی در مراکز تولیدی آن کشور مشارکت فیزیکی نیز داشته باشند.دراین روش استفاده از ارتباط خاص دولتها،روابط سیاسی و مبادله امتیازات سیاسی یا رقابت ابر قدرتهای صنعتی موجب می شود برخی دارندگان تکنولوژی آمادگی انتقال آنرا در قبال کسب امتیازاتی معین پیدا نمایند.درروش خرید کارخانه به صورت یکجا مسئولیت اجرای انتقال تکنولوژی به عهده فرستنده تکنولوژی گذاشته شود و در پایان در روش جاسوسی تکنولوژی هم ،کارشناسان و نخبگان صنعتی یک کشور بر حسب مورد در کشور صنعتی دیگراقدام به جمع آوری اطلاعات می کنند و آن را در اختیار کشور مطبوع خود قرار می دهند تا مورد استفاده قرار گیرد.دیدگاههای مختلف به تکنولوژیدو دیدگاه به تکنولوژی وجود دارد"1-ساختارگرایان2-موجبیت نگر یاجبر گرااز چشم انداز ساختارگرایانه سازمانها،موضوعات و تکنولوژی ها وقتی هستی می یابند وموثر واقع می شوند که در نگاه ارزشها و تفاسیر گروههای اجتماعی مورد قبول قرار می گیرند .پارادایم ساختارگرایی بررسی تکنولوژی ،در برابر نگاه جبر گرا یا موجبیت نگر به تکنولوژی پدید آمد که تکنولوژی را دارای منطقی درونی و قائم به ذات می دانست و دست انسان را از دخل و تصرف در جهت و مسیر آن کوتاه تلقی می کرد.نتیجه این نگرش غلبه صرف تکنو کراسی بر پدیده های صنعتی و منفک شدن آنها از بررسی اجتماعی بود چرا که سلطه این نگاه موجب می گردد بیشتر به فکر آن باشیم که چگونه با تغییر تکنولوژیک انطباق پیدا کنیم تا انکه چگونه آنرا شکل دهیم. 12اما با نقدهای جدید ،پرادایم نوینی از اوایل دهه 1980 ظهور کرد که تکنولوژی را بر ساخته و متاثر از نیروهای اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی می داند.نه اثر گذار صرف برآنها .در این پارادایم،عموما سه نظریه سیستمهای تکنولوژیک ،نظریه برساختگی اجتماعی و نظریه کنشگر- شبکه طرح گردیده است.بنیانگذار نگاه سیستمی به تکنولوژی هیوز است و مفهوم نظامهای تکنولوژیک را برای بررسی پیوند نظامهای اجتماعی و تکنیکی طرح نمود.از نگاه رهیافت سیستمی که بیشتر بر تاریخ تکنولوژِ تاکید دارد ،تکنولوژی بخشی از یک مجموعه و نظلم بزرگتراست که خوداز عناصر نامنسجمی چون سازمانها (مانند شرکتها)ومنابع طبیعی تشکیل شده است.به نظر هیوز نظامها اغلب به صورت تکنولوژیک پدید می آیند اما در طول زمان رشد می کنند،بزرگ می شوند و کنشگران وعوامل اجتماعی و تکنیکی بیشتر وبیشتری را درخود وارد می کنند.رهیافت دیگر که بر ساخته شدن اجتماعی تکنولوژی تاکید دارد ،موفقیت یک تکنولوژی را مستلزم درک مسایل تعریف شده مرتبط با آن و راه حلهای ارئه شده از سوی گروههای مختلف می داند که به این تکنولوژی یا صنعت از چهار چوب تکنولوژیک خود می نگرند.چهارچوبی که از دانش ،علم و ارزشها و اهداف خاص آنها تشکیل شده است.در این رهیافت تکنولوژیها قابلیت تفسیری دارند و در واقع این بار معنایی بار شده بر آنهاست که باعث پیدایش و شکل گیری وتثبیت آنها می شود.در این جا چارچوب تفسیری با طرح مسایل و راه حلهای تکنولوژیک به ستیز می پردازند و در نهایت پس از مباحث و گفتگوهای گسترده چارچوبیکه بتواند موفق شود ،تکنولوژی مورد نظر را در مسیر مورد توجه خود تثبیل و مسلقر کرده است.زیرا از این مشاجره یک چارچوب تفسیری جدید خلق شده است که می تواند معانی بارگذاری شده اکثر گروهها ی ذیربط را درخود ادغام کرده و به هم ارتباط بخشد.در نظریه کنشگر-شبکه فرقی بین اجزای انسانی و غیر انسانی نظامهای تکنولوژیک گذاشته نمی شود،بلکه هر جزء،کنشگری تلقی می شود که خواست و اراده خود را با ترجمه کردن به منافع کنشگران دیگر پیش می برد.کنشگران این کار را با شبکه سازی و غلبه بر مقاومت سایر کنشگران و شبکه ها به پیش می برند.این کنشگران به نوبه خود می توانند قدرتی باشند که یا سیطره می یابند و بقیه را به خدمت میگیرند و یا بدون انگیزه و خواستی هستند و منفعلانه تحت اراده وقدرت کنشگران دیگر قرار میگیرند. 131-آ-ج-هودری کورت،تکنولوژی،علم انسانی،انتشارات خانه علوم انسانی،پاریس،19872-آندره لورواگوران.انسان و مواد(1943)و محیط و فنون (1945)،انتشارات البن میشل،پاریس،چاپ دوم3-اف-بوردل ،تمدن مادی ،اقتصادی و سر مایه داری ،جلد اول پاریس 19724-ا-ج-هودری کورت ،انسانو گاو آهن در جهان ،پاریس 19555-ا-ج هودری کورت وال هدن .انسان و گیاهان پرورش یافته پازیس 19876-آ-ج-هودی کورت ،تکنولوژی ،علم انسانی صفحه 127-1137- آ-ج-هودی کورت ،تکنولوژی ،علم انسانی صفحه 245-2518-نیو هام .علم چین و غرب ،انتشارات سوی پاریس 19739-لین وایت.تکنولوژی قرون وسطی و تغییرات اجتماعی.پاریس1969،10-آندره لورواگوران .رفتارو گفتار،تکنیک زبان ،فصل 511-کلود لوی اشتراوس ،نژاد و تاریخ ،انتشارات دونوئل ،گونتیه،پاریس196112-اوانز،پیتر،(1378)وسعه و چپاول :نقش دولت در تحول صنعتی،ترجمه عباس مخبر وعباس زندباف،تهران،طرح نو13-توکل،محمد(1376)گذارو وابستگی دو مساله توسعه تکنولوژیک با مراجعه خاص به جامعه صیادی استان هرمزگان،نامه علوم اجتماعی ،ش 9 و 10
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ساعت 21:59  توسط حسن وحدتی
|
|