6-3-2-1-به نظر می رسد بنای جوامع جدید اساساً بر قرار داد ،یعنی بر موافقت هایی که افراد آزادانه بین خود دارند، باشد یعنی تحول از مرحله ُ(منزلت های )مرسوم اجتماعی به مرحله (قرارداد های )وضعی ،یا حرکت تاریخی را گذارازجامعه ای زیر سلطۀ فرمانهای جمعی به جامعه ای که نظم عمومی در آن مخلوق تصمیم های آزادانه فردی است.

6-3-2-2-اما دورکیم این ادعا را قبول ندارد زیرا اگر جامعه جدید ،جامعه ای قرار دادی بود مبایست بر اساس رفتارهای فردی تبیین شود  حال آنکه دورکیم عکس آن را ثابت کرده است.

6-3-2-3-درست است که افراد آزادانه بین خود قرار داد می بندند اما این قرار دادها در چهار چوب یک شرایط اجتماعی  معین که بر قراردادها حاکم است بسته میشود،بنابر این جامعه کماکان زیر سلطه فرمانهای اجتماعی است ومخلوق تصمیم های فردی نیست.

6-3-2-3-1-مثلــا"زن ومرد می توانند باهم قرارداد ازدواج داشته باشند اما زن نمی تواند همزمان با مرد دیگری هم قرارداد ازدواج داشته باشد ،زیرا شرایط اجتماعی آزادی فرد را تعیین و محدود می کنند.

6-3-2-4-پس جامعه ارگانیک جامعه ای نیست که قرار دادجای اجماع اجتماعی را گرفته باشدویا جامعه ای که با آمدن نوع صنعتی بجای نوع نظامی تعریف گردد.

6-3-2-4-1-چون در اینصورت نظم تاریخی و منطقی وارونه می شود .زیرا جوامع ابتدا تمایز نیافته وبصورت کلان بودند که همه افراد درآن شبیه هم بودند،وافراد به هستی خود آشنا نبودند،واین تمایز افراد و آگاهی به هستی خود در مراحل بعد صورت گرفت، پس تمایز وتقسیم کار نتیجه پیشرفت جامعه است واگر بگوییم که افرادبعلت نفع ویا هر علت  دیگر خودشان آگاهانه قرار داد بستند ،یعنی آنها  از ابتدا به هستی فردی خود آگاه بودند در حالی که تاریخ عکس این ادعا را نشاناین ادعا همچنین خلاف نظم منطقی است،زیرا بنا بر اصل همسانی علت و معلول  می کند،علت هم باید مانند معلول اجتماعی باشدو نمی توان توسعه اجتماعی را (بعنوان معلول)که نمودی اجتماعی است را با علت فردی تبیین کرد.

7-علت هبستگی اندامی یا تمایز پذیری اجتماعی که بعنوان خصیصه جوامع جدید در نظر گرفته شده است چیست؟

7-1-ممکن است عده ای علت همبستگی را جستجوی خوشی یا دنبال خوشی رفتن بدانندو دلیل آنرا افزایش خوشی در جوامع جدید بدانند .

7-2-درست است که خوشی ها در جوامع جدید افزایش یافته است اما این خوشی ها معلول تمایز پذیری اجتماعی (همبستگی ارگانیک)است ونه علت آن.

7-3- هیچ چیز در جوامع جدید گواه بر سعادت بیشتر انسا ن های امروزی  از پیشینیانشان نیست.فراوانی خودکشی در جوامع جدید این ادعا را رد می کند.

7-4-علت همبستگی اندامی را می توان تقسیم کار دانست ،زیرا هر بخش از جامعه مانند اندام های بدن در عین اینکه متفاوت از بخشهای دیگر است ،اما وظیفه بخصوصی انجام داده و در حفظ کل مؤثر است.

7-5-تقیم کار که نتمودی اجتماعی است را فقط با نمودی اجتماعی دیگر بنا بر اصل همسانی علت ومعلول باید تبیین کردو نه با نمو دهای فردی مانند جستجوی خوشی ونه با تمایل افراد به افزودن بر بازده کار جمعی.

7-6-نمود اجتماعی تقسیم کار براساس آن تبین می شود ، ترکیبی از حجم، تراکم مادی و اخلاقی جامعه است.

7-7-حجم جامعه تعداد افرادی است که به یک اجتماع تعلق دارند ،لکن حجم به تنهایی علت علت تمایز پذیری نیست. ص372سطر10

7-8-زیرا اگر جامعه ای پر حجم که در مساحتی وسیع  قرار گرفته است،اماخود از اتصال چند تیره یا قطاع  وبه هم چسبیدگی تعداد زیادی از قبایل ،که هرکدامشان ساخت کهن خود را حفظ کرده اند تشکیل شده باشد واین قطاع ها با ارتباط نداشته باشند،این افزایش حجم قادر به ایجاد تمایز پذیری نیست.

7-9-برای اینکه این افزایش حجم ،علت تمایز پذیری شود باید ترکم مادی واخلاقی هم صورت گیرد.

7-10-تراکم مادی عبارت است ازتعداد افراد دررابطه با سطح معین از خاک  .

7-11-تراکم اخلاقی عبارت است از شدت ارتباط ها و مبادلات بین افراد.هر قدر مناسبات بین افراد بیشتر باشدوبا هم بیشتر کار کنندشدت تراکم (مادی و اخلاقی)بیشترو تمایز پذیری بیشتر خواهد بود.

7-جرم چیست؟کردارهایی که یک فرمان اجتماعی را زیر پا می گذارند یا آنکه مستقیما ً با وجدان جمعی مقابله می کنند،جرم است.

7-1چون وجدان جمعی در جوامع مکانیکی قوی و گسترده است ،پس تعداد اعمالی که در این جوامع جرم محسوب می شود ،زیاد است.

7-2-دورکیم نقش کیفر جرم را ارضای وجدان جمعی که جریحه دار شده است میداند،نه جلو گیری از تکرار جرم .ص369-سطر5

8-

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ساعت 1:12  توسط حسن وحدتی  |