بهار از راه رسید و ما مانند ایام کودکی در کنارت شاد بودیم وبه آینده امیدوار ،اما پدر جان سال 89 عجب سالی است ،تو رفتی عمه نیز هم و ما ماندیم یک عمر حسرت،براستی چگونه می توان این مصیبتها را تحمل کرد ،همیشه در مشکلات پناهمان بودی و ما به دعاهایت محتاج و امیدوار اما اکنون چه کنیم .مگر اتکا به عنایات الهی.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۸۹ساعت 22:51  توسط حسن وحدتی  |